ایسم ها
می 9, 2008 at 12:10 ب.ظ | In سایر موضوعات | No CommentsTags: ایسم ها
کلمات ثقیل و سنگین این روزها مد شده! مخصوصا اگر طرف دو تا کتاب هم خوانده باشد؛ آن وقت است که دیگر فقط خودش می فهمد چه میگوید. از آن آدمها که وقتی حرف میزنند دوست دارند از کلماتیسمی که آخریسم آنها “ایسم” دارند استفادیسم کنند!!! اگر هم کم بیاورند خودشان یک مکتب جدید فیالبداهه میسازند و اگر بپرسی این دیگر چیست؟! در تفسیر آن سه ساعت فک میزنند. بعضی ها فکر میکنند پیچیده حرف زدن هنر است! آنها همان اعرابی هستند که سعدی میگوید که رو به ترکستان میروند. “ساده گویی بسیار بسیار سخت تر از پیچیده سرایی ست” ساده گویی یک هنر است (با صرفه جویی اشتباه نشود)
حالا که حرف از ایسم ها شد مطلب کوتاه و جالبی از “محمدرضا اردستانی رستمی” میتواند پایان بندی خوبی باشد.
سوسياليسم : دو گاو داريد. يکي را نگه ميداريد. ديگري را به همسايه خود مي دهيد.
کمونيسم : دو گاو داريد. دولت هر دوي آنها را ميگيرد تا شما و همسايه تان را در شيرش شريک کند.
فاشيسم : دو گاو داريد. شير را به دولت ميدهيد. دولت آن را به شما ميفروشد.
کاپيتاليسم : دو گاو داريد. هر دوي آنها را ميدوشيد. شيرها را بر زمين ميريزيد تا قيمتها همچنان بالا بماند.
نازيسم : دو گاو داريد. دولت به سوي شما تيراندازي ميکند و هر دو گاو را مي گيرد.
انارشيسم : دو گاو داريد. گاوها شما را ميکشند و همديگر را مي دوشند.
ساديسم : دو گاو داريد. به هردوي انها تيراندازي ميکنيد و خودتان را در ميان ظرف شيرها مي اندازيد.
اپارتايد : دو گاو داريد. شير گاو سياه را به گاو سفيد ميدهيد ولي گاو سفيد را نمي دوشيد.
دولت مرفه : دو گاو داريد. آنها را ميدوشيد بعد شيرشان را به خودشان ميدهيد تا بنو شند.
بوروکراسي : دو گاو داريد. براي تهيه شناسنامه آنها هفده فرم را در سه نسخه پر ميکيد ولي وقت نداريد شير آنها را بدوشيد.
سازمان ملل : دو گاو داريد. فرانسه شما را از دوشيدن آنها وتو ميکند.امريکا و انگليس گاوها را از شير دادن به شما وتو ميکنند.نيوزلند راي ممتنع مي دهد.
ايده اليسم : دو گاو داريد. ازدواج ميکنيد. همسر شما آنها را مي دوشد.
رئاليسم : دو گاو داريد. ازدواج ميکنيد. اما هنوز خودتان آنها را مي دوشيد.
متحجريسم : دو گاو داريد. زشت است شير گاو ماده را بدوشيد.
فمينيسم : دو گاو داريد. حق نداريد شير گاو ماده را بدوشيد.
پلوراليسم : دو گاو نر و ماده داريد. از هرکدام شير بدوشيد فرقي نمي کند.
ليبراليسم : دو گاو داريد. آنها را نميدوشيد چون آزاديشان محدود مي شود.
دموکراسي مطلق : دو گاو داريد. از همسايه ها راي ميگيريد که آنها را بدوشيد يا نه.
سکولاريسم : دو گاو داريد. پس به خدا نيازي نيست
(پرنده
می 7, 2008 at 11:43 ق.ظ | In ادبیات | 3 CommentsTags: شعر, طرح
پرانتز باز
مینویسم پرنده
پرانتز را نمیبندم
بگذار پرنده آزاد باشد
شاعر: دهقان
زمین گواه من است (بودائیسم)
آوریل 27, 2008 at 12:00 ب.ظ | In اجتماعی, سایر موضوعات, فرهنگي | 3 CommentsTags: مارا, پرگیا, بودا, بودائیسم, دیانا, سیدارتا گوتاما, سامادی, شاکیامونی
در بوداگرایی قطب مخالف خدای خوبیها که خاستگاه نیروهای منفی باشد وجود ندارد. با این حال بوداییان وجود دیوها را هیچگاه رد نکردهاند اما وجود آنها را در روند رسیدن به بیداری و روشنی چندان مؤثر نمیدانند. البته در داستان بیداردل شدن بودا اینگونه آمده که موجودی ستیزنده به نام “مارا” کوشید تا “بودا” را از رسیدن به بیداری بازدارد. در حالیکه “بودا” زیر درخت “بودی” (بیداری) نشسته بود و داشت به بینش راستین دست مییافت و نزدیک بود که راز جهان را بفهمد “مارا” آمد تا از بیدار شدن “شاکیامونی” (بودا) جلوگیری کند و گردبادی پدید آورد، سنگبارانی از آسمان ایجاد کرد اما “بودا” هم از زمین یاری خواست و زمین سیلابی فرستاد و دیوهای همراه “مارا” را آب برد و سرانجام “مارا” موفق نشد و “شاکیامونی” بیدار شد. البته زمانی که همه ترفندهای “مارا” نقش بر آب شد و معلوم شد که “شاکیامونی” در راه خود پیروز گشته “مارا” از او یک گواهی خواست. “مارا” گفت که آیا سندی داری که نشان دهد تو در زندگیهای پیشینت به اندازه کافی پارسایی کردهای و فضیلت جمع کردهای تا بشود تو را به پشت پرده راه داد؟
سپس زمین ضامن شد که “شاکیامونی” به اندازه کافی اعتبار دارد و “مارا” دست از کارشکنی برداشت. بعد هم که “شاکیامونی” به بیداری (بودایی) رسید “مارا” گفت ما از کجا بدانیم که تو بیدار شده ای؟ “بودا” دستش را به زمین چسباند و گفت: “زمین گواه من است.”
××××
“بوداگرایی” دین و فلسفه ای است مبتنی برآموزههای “سیدارتا گوتاما” که در حدود ۵۶۶ تا ۴۸۶ (پیش از میلاد) میزیستهاست.
بوداگرایی به تدریج از هندوستان به سراسرآسیا، آسیای میانه، تبت، سریلانکا، آسیای جنوب شرقی و نیز کشورهای خاور دور مانند چین، مغولستان، کره و ژاپن راه یافت. بوداگرایی به عنوان دین پاکان یا آریا آهراما در نظر گرفته میشد و یکی از ادیان شرمنی موجود است و با ۳۵۰ میلیون پیرو یکی از ادیان اصلی جهان به شمار میآید. بوداگرایی بیشتر بر کردار نیک، پرهیز از کردار بد و ورزیدگی ذهنی تاکید دارد.
آماج این ورزیدگیها پایان دادن به چرخه تولد مجدد یا سمساره است که از طریق بیداری یا درک واقعیت راستین، رسیدن به رهایی یا نیروانا صورت میگیرد.
اخلاقیات بوداگرایانه بر بن-پایههای بی گزندی و رواداری برپا شدهاست.
بوداییان همواره از روشهای درون پویی برای یافتن بینش نسبت به کارکردهای بنیادین روان آدمی و فرایندهای علّی جهان بهره میگیرند.
××××
چکیده آموزه بودا اینست:
ما پس از مرگ در پیکری دیگر باز زاییده میشویم. این باززایی ما بارها و بارها تکرار میشود. این را چرخه هستی یا زاد و مرگ مینامیم. هستی رنج است. زایش رنج است. پیری رنج است. بیماری رنج است. غم و اندوه، ماتم و ناامیدی رنج است. پیوند با آنچه نادلخواه است رنج است. دوری از آنچه دلخواه است رنج است. خلاصه اینکه دل بستن رنج آور است.(و این رنج زمانی پایان می یابد که دیگر منی ؛یا درک کنندهای نباشد چه او در قید حیات باشد چه نباشد(نگارنده). هدف باید بریدن از این رنج و چرخه وجود باشد. درک چهار حقیقت اصیل، هسته اصلی آموزه بودا را تشکیل میدهد. این حقایق عبارتند از: ۱. به رسمیت شناختن وجود رنج. ۲. اینکه دلیل رنج دیدن، تمایلات نفسانی است. ۳. و اینکه بریدن از رنجها دستیافتنی است. ۴. و درک اینکه راهی برای رسیدن به جایگاه بی رنجی وجود دارد.
این راه، راه اصیل هشتگانه نام دارد زیرا عوامل سازنده آن این هشت اصل هستند: گفتار درست، کردار درست، معاش درست، کوشش درست، توجه درست، تمرکز درست، جهان بینی درست و پندار درست.
آدمی بیمار است. بودا راه درمان این بیماری را درک آن چهار حقیقت میداند: کار حقیقت نخست از چهار حقیقت اصیل تشخیص این بیماری بعنوان بیماری رنج در انسانهاست. حقیقت دوم دلبستگیها را بعنوان باعث و بانی این بیماری بازمیشناسد. سومین حقیقت شرایط را سنجیده و اعلام میکند که بهبود امکانپذیر است. حقیقت چهارم تجویز دارو برای دست یافتن به سلامت است.
درک این حقایق و اصول، تمرکز و مراقبه نیاز دارد. این درک باعث احساس مهرورزی نسبت به همه موجودات میگردد. این آموزهها آیین بودا (دارما) را تشکیل میدهند. بودا خود، آیین خود را مانند قایقی مینامد که برای رسیدن به ساحل رستگاری (موکشا) به آن نیاز است. ولی پس از رسیدن به رستگاری دیگر به این قایق نیز نیازی نخواهد بود. رسیدن به ساحل رستگاری آدمی را به آرامش و توازن مطلق میرساند. آنجاست که شمع تمامی خواهشها و دلبستگیها خاموش میشود. به این روی این پدیده را در سانسکریت نیروانا یعنی خاموشی مینامند.
راه اصیل هشتگانه که نسخه تجویز بیداردل (بودا) برای درمان رنجهاییست که همه بُوَندگان (موجودات) دچار آن هستند خود به سه گروه دسته بندی میشود:
درستکاری (شیلا)، یکدله شدن (سامادی) و فراشناخت (پرگیا). این سه مفهوم هسته تمرینهای روحانی بوداگرایی را میسازند. درستکاری که در راه هشتگانه به گونه گفتار درست، کردار درست و معاش درست آمده دستوراتی اخلاقی مانند خودداری از کشتن و دروغگویی را در بر میگیرد. یک بخش از درستکاری در بوداگرایی مربوط به دهش (دانا) میشود. این دهش تنها به مواردی مانند صدقه دادن و سخاوتمندی محدود نمیشود و معنی مشخص دینی دارد، یعنی تأمین نیازمندیهای روزانه همایه (جامعه راهبان بودایی (سنگها)). هموندان (اعضاء) همایه نیز به نوبه خود به دهش میپردازند. دهش آنها بالاترین دهشها یعنی آموزش آیین بودا (دارما) است.
مفهوم دوم راه هشتگانه یعنی دل را یکدله کردن یا کار کردن بر روی تمرکز است که سه بخش کوشش درست، توجه درست و تمرکز درست را در بر میگیرد. در این مرحله تمرکز شدیدی دست میدهد که در آن اندیشنده با موضوع اندیشه یکی میگردد. این پدیده، شهود و رسیدن به فراشناخت نیست بلکه یک پدیده روانی است. اینکار از راه یوگا و درون پویی انجام میگیرد. بوداگرایی همانند دیگر کیشهای هندی ذهن را ابزار بنیادین رهایی میداند و بر ورزیدگی درست ذهن تأکید مینماید. آماج کوشش درست یکپارچگی ذهنی و جلوگیری از پراکندگی اندیشه است. توجه درست باعث آگاهی از احساسات و آگاهی از کنشهای بدن و ذهن میگردد. این تمرینات سرانجام ما را به تمرکز درست میرساند که رسیدن به حالات گوناگون آگاهیهای خلسه آمیز در حین درون پویی (مراقبه) است و با آزمودن خوشنودی بزرگی همراه است. رسیدن به این حالات را درون نگری (دیانا) مینامند. بخش آخر راه هشتگانه یعنی جهان بینی درست و پندار درست تشکیل دهنده فراشناخت (پرگیا) است. رسیدن به فراشناخت یا بعبارتی حکمت اعلاء در بوداگرایی به معنی یافتن دسترسی مستقیم به واقعیت نهفته در پشت چیزها و یافتن بینشی فراسوی هرگونه شناخت است. این گام پس از گامهای درستکاری و یکدِلگی میآید و نتیجه یک درون پویی ویژه بودایی است. جهان بینی درست همان درک کامل چهار حقیقت اصیل و پندار درست همان مهرورزی و عشق است که ذهن را از شهوت، بدخواهی و ددمنشی می پالاید. اینها راه را برای رسیدن به فراشناخت هموار میسازند.
چکیده اینکه: از دیدگاه بودا ما اگر خواسته باشیم که از چرخه زاد و مرگ رهایی یابیم (در صورتی که به آن چرخه باور داشته باشیم) باید گرایشهای نفسانی را کنار بگذاریم، درستکار باشیم، به یوگا پرداخته به حالات خلسه روحی دست پیدا کنیم که این تجربیات باعث مهرورزی ما به همه موجودات و بوندگان میشود و سپس از راه این درکها و تمرکزهای ژرف به روشنی و بیداری میرسیم و از این دور باطل خارج میشویم
منبع: ویکیپدیا
گزیده اشعار قیصر امین پور و سهراب سپهری برای موبایل همراه با فهرست
آوریل 20, 2008 at 4:29 ب.ظ | In ادبیات, موبایل | 3 CommentsTags: مسافر, کتاب پرنیان, کتاب جاوا, گزیده اشعار قیصر امین پور, آینه های ناگهان, حجم سبز, دانلود, رفتار من عادی است, سهراب سپهری, صدای پای آب
کتابهای جاوا با فرمت jar در اکثر گوشی های موبایل کار میکنند و احتیاج به برنامه خاصی ندارند همینکه گوشی شما جاوا را بشناسد کافی است. کتابهای زیادی با فرمت جاوا در اینترنت پیدا میشود اما گزیده اشعار قیصر امین پور را خود من پیدا نکردم لذا سعی کردم آن را تهیه کنم و در اختیار دوستان قرار دهم لازم به ذکر است که بزرگترین ایرادی که کتابهای جاوا دارند این است که فهرست ندارند. برای سهولت در مرور کتابها برای آنها فهرست هم گذاشته ام. دریافت کنید و لذت ببرید حجم کتابها بسیار پایین است.
دانلود گزیده اشعار “قیصر امین پور” 237 کیلوبایت
دانلود منظومه “صدای پای آب” سهراب سپهری 233 کیلوبایت
اسکرین سیور آتش گرفتن دسکتاپ همراه با صدا
آوریل 19, 2008 at 11:03 ب.ظ | In دانلود کوچولو, نرم افزار | 1 CommentTags: اسکرین سیور آتش دسکتاپ, دانلود
چون در پستهای قبلی، اسکرین سیور “یخ زدن دسکتاپ” و “باران در دسکتاپ” رو قرار داده بودم دیدم بد نیست این اسکرین سیور زیبا رو هم معرفی کنم چون هم کم حجمه و هم صدادار.

دانلود اسکرین سیور آتش گرفتن دسکتاپ با حجم 1.3 مگابایت. (لینک مستقیم)
رونالدو رو ولش کن! غضنفرو بچسب!
آوریل 15, 2008 at 2:43 ب.ظ | In بدون دستهبندی | 1 CommentTags: علی آبادی
نمیدونم دیشب دقت کردید یا نه! مهندس علی آبادی پشت تریبون و جلوی سه تا میکروفون از خبرگزاریهای بزرگ ایران، به این موضوع اشاره کرد که فوتبال یه بازی تیمیه و ممکنه با بد بازی کردن دو نفر از یه تیم هم، اون تیم ببازه سپس به این جمله قصار اشاره کرد:
… اونوقته که میگن رونالدو رو ولش کن! غضنفرو بچسب!
به کار بردن این جمله جالب بود یا احمقانه؟
اگر ایرانی هستید، امضاء کنید
آوریل 13, 2008 at 1:26 ب.ظ | In اجتماعی, اینترنت, خبری | 15 CommentsTags: گوگل ارث, اعتراض خلیج فارس
اول اینکه: انقدر کلمه خلیج عرررب رو کنار خلیج فارس ننویسید! خودمان با دست خودمان در حال گسترش دادن این کلمه هستیم الآن هر جا خلیج فارس را جستجو کنیم کنارش همین کلمه هم هست!!! (میتوانید بنویسید عررررب)
دوم اینکه: من هم اعتراض خودم را نسبت به درج ترکیب “خلیج عرررب” کنار “خلیج فارس” توسط گوگل در “گوگل ارث”اعلام میکنم و اعتراض نامه را امضا میکنم.
اين دومين اقدام اينترنتی ايرانيان در اعتراض به تحريف نام «خليج فارس» است. در سال ۲۰۰۴ زمانی که اطلس جديد مؤسسه آمريکايی نشنال جئوگرافيک منتشر شد، مقابل نام خليج فارس در پرانتز «نام خليج عررربی» هم درج شده بود.
اين مسئله باعث اعتراض رسمی دولت ايران شد و در پی آن توزيع نشريه “نشنال جئوگرافيک” و ورود خبرنگار اين موسسه به ايران ممنوع شد.
اما چشمگير ترين اقدام در اين باره انفجار يک بمب گوگلی بود. عده ای از کاربران اينترنت و نويسندگان برخی وبلاگ های فارسی، صفحه ای طراحی کردند که در آن نوشته شده بود « چنين خليجی وجود ندارد، به دنبال خليج فارس بگرديد.» سپس با لينک دادن به اين صفحه با عنوان «arabian gulf» اين صفحه را در موتور های جستجو گر به صدر رساندند. به اين کار اصطلاحاً بمب گوگلی می گويند. بعد از گذشت چهار سال، هنوز هم اولين نتيجه جستجوی نام خليج عربی در تمام موتورهای جستجوگر اينترنت همين صفحه است.
و سوم اینکه: من عضو هر حزب سیاسی که باشم و با هرکسی بد باشم مسلما کشورم را نمی فروشم. و اجازه نمیدهدم نام دیگری جایگزین “خلیج فارس” شود. اگر ایرانی هستید این اعتراض نامه را امضا کنید و آن را برای دوستانتان ایمیل کنید.
آدرس صفحه اعتراض به درج ترکیب “خلیج عرررب” کنار نام زیبای “خلیج فارس”
شاهکار داستان کوتاه
آوریل 4, 2008 at 10:36 ب.ظ | In ادبیات | 3 CommentsTags: داستان کوتاه
Information Please
وقتی خیلی کوچک بودم اولین خانواده ای که در محلمان تلفن خرید ما بودیم . هنوز جعبه قدیمی و گوشی سیاه و براق تلفن که به دیوار وصل شده بود به خوبی در خاطرم مانده.ا
قد من کوتاه بود و دستم به تلفن نمیرسید ولی هر وقت که مادرم با تلفن حرف میزد می ایستادم و گوش میکردم و لذت میبردم .ا
بعد از مدتی کشف کردم که موجودی عجیب در این جعبه جادویی زندگی می کند که همه چیز را می داند . اسم این موجود اطلاعات لطفآ بود ، و به همه سوالها پاسخ می داد.
ساعت درست را می دانست و شماره تلفن هر کسی را به سرعت پیدا میکرد .بار اولی که با این موجود عجیب رابطه بر قرار کردم روزی بود که مادرم به دیدن همسایه مان رفته بود . رفته بودم در زیر زمین و با وسایل نجاری پدرم بازی میکردم که با چکش کوبیدم روی انگشتم.
دستم خیلی درد گرفته بود ولی انگار گریه کردن فایده نداشت چون کسی در خانه نبود که دلداریم بدهد .
انگشتم را کرده بودم در دهانم و همین طور که میمکیدمش دور خانه راه می رفتم . تا اینکه به راه پله رسیدم و چشمم به تلفن افتاد ! فوری رفتم و یک چهار پایه آوردم و رفتم رویش ایستادم .
تلفن را برداشتم و در دهنی تلفن که روی جعبه بالای سرم بود گفتم اطلاعات لطفآ! صدای وصل شدن آمد و بعد صدایی واضح و آرام در گوشم گفت : اطلاعات .ا
انگشتم درد گرفته …. حالا یکی بود که حرف هایم را بشنود ، اشکهایک سرازیر شد .ا
پرسید مامانت خانه نیست ؟
گفتم که هیچکس خانه نیست .ا
پرسید خونریزی داری ؟
جواب دادم : نه ، با چکش کوبیدم روی انگشتم و حالا خیلی درد دارم .ا
پرسید : دستت به جا یخی میرسد ؟
گفتم که می توانم درش را باز کنم .ا
صدا گفت : برو یک تکه یخ بردار و روی انگشتت نگه دار .ا
یک روز دیگر به اطلاعات لطفآ زنگ زدم .ا
صدایی که دیگر برایم غریبه نبود گفت : اطلاعات .ا
پرسیدم تعمیر را چطور می نویسند ؟ و او جوابم را داد .ا
بعد از آن برای همه سوالهایم با اطلاعات لطفآ تماس میگرفتم .ا
سوالهای جغرافی ام را از او می پرسیدم و او بود که به من گفت آمازون کجاست . سوالهای ریاضی و علومم را بلد بود جواب بدهد . او به من گفت که باید به قناریم که تازه از پارک گرفته بودم دانه بدهم .ا
روزی که قناری ام مرد با اطلاعات لطفآ تماس گرفتم و داستان غم انگیزش را برایش تعریف کردم . او در سکوت به من گوش کرد و بعد حرفهایی را زد که عمومآ بزرگترها برای دلداری از بچه ها می گویند . ولی من راضی نشدم . ا
پرسیدم : چرا پرنده های زیبا که خیلی هم قشنگ آواز می خوانند و خانه ها را پر از شادی میکنند عاقبتشان اینست که به یک مشت پر در گوشه قفس تبدیل میشوند ؟
فکر میکنم عمق درد و احساس مرا فهمید ، چون که گفت : عزیزم ، همیشه به خاطر داشته باش که دنیای دیگری هم هست که می شود در آن آواز خواند و من حس کردم که حالم بهتر شد .ا
وقتی که نه ساله شدم از آن شهر کوچک رفتیم . دلم خیلی برای دوستم تنگ شد . اطلاعات لطفآ متعلق به آن جعبه چوبی قدیمی بر روی دیوار بود و من حتی به فکرم هم نمیرسید که تلفن زیبای خانه جدیدمان را امتحان کنم .ا
وقتی بزرگتر و بزرگتر می شدم ، خاطرات بچگیم را همیشه دوره میکردم . در لحظاتی از عمرم که با شک و دودلی و هراس درگیر می شدم ، یادم می آمد که در بچگی چقدر احساس امنیت می کردم .ا
احساس می کردم که اطلاعات لطفآ چقدر مهربان و صبور بود که وقت و نیرویش را صرف یک پسر بچه میکرد .ا
()()()()()()()()
سالها بعد وقتی شهرم را برای رفتن به دانشگاه ترک میکردم ، هواپیمایمان در وسط راه جایی نزدیک به شهر سابق من توقف کرد . ناخوداگاه تلفن را برداشتم و به شهر کوچکم زنگ زدم : اطلاعات لطفآ !
صدای واضح و آرامی که به خوبی میشناختمش ، پاسخ داد اطلاعات .ا
ناخوداگاه گفتم می شود بگویید تعمیر را چگونه می نویسند ؟
سکوتی طولانی حاکم شد و بعد صدای آرامش را شنیدم که می گفت : فکر می کنم تا حالا انگشتت خوب شده .ا
خندیدم و گفتم : پس خودت هستی ، می دانی آن روزها چقدر برایم مهم بودی ؟
گفت : تو هم میدانی تماسهایت چقدر برایم مهم بود ؟ هیچوقت بچه ای نداشتم و همیشه منتظر تماسهایت بودم .ا
به او گفتم که در این مدت چقدر به فکرش بودم . پرسیدم آیا می توانم هر بار که به اینجا می آیم با او تماس بگیرم .ا
گفت : لطفآ این کار را بکن ، بگو می خواهم با ماری صحبت کنم .ا
()()()()()()()()
سه ماه بعد من دوباره به آن شهر رفتم .ا
یک صدای نا آشنا پاسخ داد : اطلاعات .ا
گفتم که می خواهم با ماری صحبت کنم .ا
پرسید : دوستش هستید ؟
گفتم : بله یک دوست بسیار قدیمی .ا
گفت : متاسفم ، ماری مدتی نیمه وقت کار می کرد چون سخت بیمار بود و متاسفانه یک ماه پیش درگذشت .ا
قبل از اینکه بتوانم حرفی بزنم گفت : صبر کنید ، ماری برای شما پیغامی گذاشته ، یادداشتش کرد که اگر شما زنگ زدید برایتان بخوانم ، بگذارید بخوانمش .ا
صدای خش خش کاغذی آمد و بعد صدای نا آشنا خواند : به او بگو که دنیای دیگری هم هست که می شود در آن آواز خواند … خودش منظورم را می فهمد .ا
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
من نمیدونم این داستان مال کیه! شما میدونید؟
100 سایت پربیننده ایران
آوریل 1, 2008 at 12:25 ق.ظ | In اینترنت | 1 Commentاز نظر سایت alexa صد سایت پربیننده ایران این سایتها هستند که بیست تا از آنها را اینجا آوردهام. برای دیدن ادامه لیست به خود سایت مراجعه کنید. سایت خبری تابناک، رتبه هفدهم پرشین بلاگ، وردپرس و سایتهای فیل تر شده بالاترین و کلوب دات کام از نکات قابل توجه این لیست هستند.
1.Yahoo
2.Google
3.BLOGFA
7.MSN
8.YouTube
11.Blogsky.com
12.Wikipedia
14.Cloob.com
15.Megaupload
17. پرشن بلاگ
18. 4shared
19.Windows Live
20. فارس نیوز
وبلاگ نویسی با Word
مارس 29, 2008 at 12:51 ب.ظ | In اینترنت, ترفند, نرم افزار | 3 Commentsبرای سهولت در وبلاگ نویسی و صرفه جویی در اکانت اینترنت بهتر است پست های وبلاگ را آفلاین بنویسیم و پس از پایان آن را به وبلاگ خود منتقل کنیم برای این امر راه های زیادی وجود دارد اما بهترین آنها استفاده از ورد 2007 است که بزرگترین نرمافزار برای نوشتن است و امکان ادیت بینظیری در اختیارمان قرار میدهد. برای این کار :
ابتدا باید ورد 2007 را روی سیستم نصب کنیم چون در نسخه های قبلی ورد، این قسمت وجود ندارد
وقتی برنامه را اجرا کردید روی دکمه Office Button کلیک کنید این دکمه در گوشه بالای سمت چت ورد قرار دارد
سپس از منوی باز شده گزینه Publish را انتخاب کرده و از منوی باز شده گزینه اول یعنی Blog را بزنید
سرویس وبلاگ خود را از لیست انتخاب کنید مثلا من وردپرس را انتخاب کردم حالا سه چیز وارد کنید اول آدرس وبلاگ بعد یوزر نیم وبلاگ و در آخر پسورد وبلاگ. کلید OK را بزنید.
حالا میتوانید متن خود را وارد کنید. در قسمتی که داخل [کروشه] قرار گرفته عنوان مطلب و در ادامه خود متن را وارد کنید
وقتی کار تمام شد دکمه Publish را کلیک کنید
وبلاگ روی وردپرس.کام. | Theme: Pool by Borja Fernandez.
Entries and comments feeds.







