فیلم لئون حرفه ای Leon The Professional

2008-07-08 در 1:42 ب.ظ. | نوشته شده در فرهنگي, موسیقی و فیلم, نقد | 14 دیدگاه
برچسب‌ها: , , , , , ,

فیلم با ماموریت لئون شروع می شود . او باید یک قاچاقچی مواد مخدر را بکشد . کارش را به بهترین نحو انجام می دهد وبه خانه اش بازمی گردد.
لئون ( ژان رنو ) یک قاتل حرفه ای است . کار وی کشتن افرادی است که توسط واسطه اش تونی به وی معرفی می گردد. لئون عاری از هر گونه احساس و محبت و علاقه است ، تنها غذای او شیر است . هرگاه که احساس گرسنگی می کند شیر می نوشد . شبها روی کاناپه و با عینک آفتابی به صورت نشسته می خوابد . تنها زندگی می کند و کارش قتل است . اما در عین گرفتن جان دیگران به مراقبت از جان یک گل علاقه دارد که این گلدان را هر روز در زیر نور آفتاب قرار داده و برگهایش را با آب نوازش می کند . این تنها سرگرمی و دلبستگی اوست .
تمامی این مشخصات ، ویژگی های لئون است که این نقش را ژان رنوی فرانسوی به بهترین شکل ممکن بازی می کند. شاید به غیر او تنها خود او بود که می توانست این نقش را بازی کند .

در همسایگی لئون خانواده ای با 3 فرزند زندگی می کند . پدر و مادر قاچاقچی مواد مخدر هستند . دختر کوچک خانواده ماتیلدا نام دارد که مورد ضرب وشتم همیشگی پدر است . ماتیلدا از والدین خود متنفر است و تنها امید و عشق او به برادر 4 ساله اش است .
پس از آن ماموریت ابتدایی لئون که با کشت و کشتار متعارف در فیلم های اکشن همراه است ، داستان فیلم به کلی دگرگون می شود . در راه بازگشت به خانه لئون با ماتیلدا روبرو می شود و صحبت های رد و بدل شده بین آنها مسبب ایجاد رابطه بین آن دو می گردد . مواد مخدری که پدر ماتیلدا در رادیوی منزلش پنهان کرده بود توسط افراد رئیس باند قاچاق ( استنسفیلد ) که در اداره ی امنیتی پلیس هم مشغول به کار است و یک روانی به تمام عیار می باشد کشف می شود و او به همین دلیل تمامی اعضای خانواده را به رگبار می بندد ، به غیر از ماتیلدا ! زیرا او برای خرید شیر به فروشگاه رفته بود . در راه بازگشت به خانه ماتیلدا که با پیکر بی جان پدرش در جلوی درب منزل روبرو می شود مستقیما به سمت خانه ی لئون می رود و از او کمک می خواهد . در این صحنه ی بسیار زیبا  ، لئون از پشت درب به ماتیلدا نگاه می کند و صورت گریان و وحشت زده ی او را می بیند ، اما او که هیچ احساسی ندارد و مدت هاست که عشق و عاطفه را فراموش کرده در تردید و بی تفاوتی برای باز کردن درب به سر می برد و این حالت را با خاراندان پشت گوش خود به بهترین صورت به بیننده منتقل می کند . اما روزنه ی امید پیدا می شود و لئون در را به روی ماتیلدا می گشاید و نور چهره ی ماتیلدا را فرا می گیرد .
بعد از آرام شدن ماتیلدا ، وی که به حرفه ی لئون پی برده است از او تقاضا می کند که قاتل برادرش را بکشد ، اما لئون نمی پذیرد ، بنابراین از او می خواهد که راه و رسم آدم کشی را به او بیاموزد تا خود انتقام برادرش را بگیرد . بعد از رد و بدل شدن مکالمات بین لئون و ماتیلدا بالاخره لئون قبول می کند و فیلم وارد مرحله ی تازه ای می شود . در این مکالمات جالب ترین جمله این بود که لئون به ماتیلدا می گوید که تو هنوز برای این کار کوچکی ، اما ماتیلدا در جواب می گوید : من بزرگ شدم ، فقط باید کمی سنم بیشتر بشه . و لئون می خندد و می گوید : من سنم به اندازه کافی بزرگه ، اما باید بزرگ بشم !!!
لئون کسی که نمی داند باید پتو را باز کرده و روی ماتیلدا بکشد و کسی که شب بخیر گفتن بلد نیست ، کسی که در شب اول ورود ماتیلدا تصمیم به قتل وی می گیرد و حتی اسلحه را تا بالای سر ماتیلدا برده بود ، ناگهان روحی تازه در وی دمیده می شود و دوباره عشق در زندگی وی معنا می یابد . لئون در جوانی عاشق دختری شده بود ، اما پدر دختر پس از مخالفت ازدواج آن دو دختر خود را به قتل می رساند و لئون از دیدن این صحنه شوکه می شود پدر دختر را می کشد و از آن به بعد به یک قاتل حرفه ای بدل می شود .
بعد از گذشت فیلم قاتل برادر ماتیلدا ( استنسفیلد ) برای کشتن لئون به خانه ی او می آید . لئون ماتیلدا را از طریق هواکش خانه فراری می دهد و یکی از احساسی ترین صحنه های فیلم در این سکانس خلق می شود . سکانسی که یک قاتل حرفه ای و بی احساس ، با تمام احساس ، عشق و علاقه خود را به ماتیلدا با گفتن : دوستت دارم ماتیلدا ، ابراز می کند و ماتیدا نیز با صورتی معصوم پاسخ می دهد : منم دوستت دارم لئون .
لئون خود نیز در حال فرار است و به طرف درب خروجی ساختمان می رود . که در این صحنه کارگردان مجددا از نور استفاده می کند ، نوری که نوید بخش آزادیست . اما استنسفیلد از راه می رسد و از پشت به لئون شلیک می کند . لئون که ضامن نازنجک های روی بدنش را درآورده است آن را به دست استنسفیلد می دهد و می گوید این هدیه ای از طرف ماتیلداست . و با هم به جایی می روند که باید بروند . در این سکانس کارگردان به نوعی لئون را به خاطر قتل هایی که انجام داده است تنبیه می کند و نمی گذارد وی به نور برسد .
از سکانس های جذاب و تاثیر گذار دیگر فیلم می توان به موارد زیر اشاره کرد :
– صحنه ای که ماتیلدا به خانه ی خود بازمی گردد تا عروسک و وسایل خود را بردارد و در هنگام خارج شدن از منزل ناگهان خود را در میان خط کشی جنازه ی برادر خود می یابد .و با حالتی وهم گونه به عقب می پرد.
– و بهترین سکانس فیلم که در واقع آخرین سکانس نیز محسوب می شود وقتی است که ماتیلدا در مدرسه شبانه روزی گل لئون را از گلدان درآورده و در خاک می کارد و می گوید : اینجا دیگه در امانیم . و بعد از آن آهنگ فراموش نشدنی استینگ (

Shape Of My Heart ) شروع می شود . این گل که در خاک کاشته می شود را می توان نماد لئونی تازه که از گناه قتل های خود پاک شده است در نظر گرفت . نماد رشد و نمو و نماد پاکی .

منبع: Miladico

14 دیدگاه »

RSS feed for comments on this post. TrackBack URI

  1. چرا بازی فراموش نشدنی گری الدمن رو نمیگید؟همه فیلم یکطرف…اون و صحنه هاش یکطرف.وقتی که قرص میخوره یا وقتی که سر زیر دستش داد میزنهevery one

  2. راستی لازمه بگم که این مطلب تحت عنوان نقد و بررسی فیلم لئون هست. نه معرفیش. اونایی که ندیدن نباید این رو بخونن.

  3. همین الان واسه 13امین بار دیدمش. هر بار که میبینم یه حس تازه رو توی سکانس ها پیدا میکنم. مخصوصا سکانسهای ژان رنو. من نمیدونم این فیلم با این همه معنویات چرا مشهور نیست؟ راستش از هر 10 نفری که برخورد کردم فقط 2 3 نفر دیدن….حیف. واقعا شاهکاره.و البته استینگ هم آخرش سنگ تموم گذاشته. و جالبتر اینه که معنی شعر تیتراژ هم از نظر قشنگی دست کمی از آهنگ و فیلم نداره. حتما معنیش رو هم بخونین.

  4. لطفا اگر میشه دانلود فیلم رو هم بزازید.

  5. دستت درد نکنه، میخواستم بدونم آخر فیلم چی میشه آخه:
    من این فیلم رو داشتم از ام بی سی پرشیا میدیدم که برق خونه سر صحنه ای که لئون به استنسفیلد میگه این هدیه است از طرف… رفت! فکر کن چی حالی شدم!
    به نظر من ناتالی پورتمن با وجود سن کمش خیلی خوب توی این فلم بازی کرده.
    ayyoob:
    واقعا خیلی حیفه تعریف کنم حتما بگیرید و ببینید

  6. این فیلم تنها فیلمی است که نمی شود ان راتعریف کرد.
    تک تک سکانسهای ان را باید دید و روی ان فکر کرد.
    هر سکانس این فیلم حرفی برای گفتن دارد.(مثلا:زمانی که لئون در واگون خالی مترو ایستاده).

  7. آب در کوزه و …
    مي دوني چقدر دنبال اين مطلب گشتم ؟
    دستت درد نکنه

  8. این فیلم محبوب منه… ممنون زیبا بود.

  9. الآن دارم آهنگ آخر فیلم رو گوش می دم در حالی که چشمانی پر از اشک دارم. فیلم رو برای پنجمین بار دیدم.از اینکه در مورد بهترین فیلم جهان نوشتی ممنون.

  10. یکی از حسرت‌های من اینه که چرا برای بار اول این فیلم را از تلوزین دیدم؟! نامردا همه چیز فیلم را زده بودند و قصدشون از پخشش فقط نشون دادن آخر فیلم و ریختن مزه‌ش بود

  11. تاحالا فیلمش ررو چهار بار دیده ام، فراموش نشدنی است.

  12. این یکی از فیلم های مورد علاقه ی منه.فقط در مورد توضیحاتی که دادین میخواستم یه چیزی بگم.معمولا اگه قراره کسی توی وبلاگش فیلمی رو معرفی کنه،بهتره که داستانشو تا ته نگه.من منتظر بودم دیگه روایت داستان تموم بشه تا کسی که این مطلب رو میخونه علاقه مند بشه که خودش فیلم رو ببینه و مهمتر از اون اینکه وقتی میبینه براش جذاب باشه.اما شما تا آخرش رو توضیح دادی.
    نکته ی دیگه هم این که اگر قراره که مطلب به صورت پیشنهاد فیلم نباشه و فقط میخواین داستان رو بگین و اینا،بهتر بود روی معنا و مفهوم فیلم بیشتر تمرکز میگردین.همین.به هر حال ممنون.نوشته ی خوبی بود.

  13. راستی، من شما رو با نام «اینترنت با دسر ادبیات» لینک کردم، ولی لطفا اگر شما طور دیگه ای دوست دارین، توی «دانلود پک» برام کامنت بذارین تا مطابق اون چیزی که دوست دارین، شناخته بشین.

  14. سلام
    ازتون ممنونم که به من سر زدین
    من سبک نوشتن اینطوری با عنوان (برای من دوست داشتنی) «اینترنت با دسر ادبیات» رو خیلی دوست دارم.
    من دوست دارم که با همدیگه تبادل لینک داشته باشیم و به همین منظور در «دانلود پک» لینک شما رو قرار میدم:
    http://downloadpack.wordpress.com
    البته اگر شما افتخار ندین و دوست نداشته باشین که لینک من رو قرار بدین، من به خاطر علاقه ام به وبلاگ شما، لینکتون رو نگه خواهم داشت.
    البته من منتظر جوابتون هستم.


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

وب‌نوشت روی وردپرس.کام.
Entries و دیدگاه‌ها feeds.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: