کلیپ هتل کالیفرنیا با زیرنویس فارسی 3gp
آگوست 3, 2008 at 2:36 ق.ظ | In موسیقی و فیلم | 10 CommentsTags: Eagles, Hotel Colifornia, هتل کالیفرنیا, ایگلز
يكي بود يكي نبود. يك بابايي بود كه نشسته بود پشت فرمان و در بزرگراهي پرت و دور افتاده، بيهدف رانندگي ميكرد. كمكم خستگي بر اين آقا غلبه ميكند و خوابش ميگيرد. درست در همين لحظه، و به رسم فيلمهاي سينمايي، ناگهان نوري در دوردست توجه او را جلب ميكند. جلوتر ميرود و ميبيند كه نور به هتلي تعلق دارد به نام «هتل كاليفرنيا». او تصميم ميگيرد كه شب را در اين هتل بگذراند هر چند كه نميداند اينجا چه جور جايي است و با خودش ميگويد: «اينجا ممكنه بهشت باشه/ ممكن هم هست كه جهنم از آب دربياد.» خلاصه، او وارد هتل ميشود و مورد استقبال قرار ميگيرد و در همان بدو ورود از انتهاي راهرو صداها و آوازهايي ميشنود كه مضمون آنها خوشامدگويي به او و نيز بهبه و چهچه از اين هتل است:
«به هتل كاليفرنيا خوش اومدين/ چه جاي خوبي/ چه ظاهر زيبايي/ هر موقع از سال كه بياين/ هتل كاليفرنيا يه عالمه اتاق خالي داره.»
طرف ميرود و در داخل هتل چرخي ميزند و ميبيند كه اوضاع كمي عجيب و غريب است و جوانهايي كه آنجايند يك جورهايي الكي خوشند و انگار مغزشان درست كار نميكند. يكي از ساكنان هتل كه ميبيند اين بنده خدا حسابي گيج شده، به او توضيح ميدهد كه: «ما اينجا همگي بدست خودمان زنداني شدهايم.»
داستان اينطوري ادامه پيدا ميكند كه در تالار هتل ضيافتي برپا ميشود و تمام ساكنان هتل دور هم جمع ميشوند و «با چاقوهايي فولادي/ به آن جانور زخم ميزنند/ اما نميتوانند جانور را از پا در بياورند.» آقاي قصه ما حسابي وحشت ميكند و دنبال در خروجي ميگردد كه ناگهان سر و كله متصدي پذيرش پيدا ميشود و رو به او ميگويد: «نترس؛ اما/ ما فقط اجازه داريم پذيراي مهمونا باشيم/ هر كي بخواد ميتونه داخل بشه/ ولي هرگز نميتونه بيرون بره.» (منبع این تفسیر و ادامه آن)
شعر اثر ماندگار “هتل کالیفرنیا” کاری از “Eagles” رازآلود و بسیار زیباست. این کلیپ را با فرمت 3gp و حجم 8.5 مگابایت دانلود کنید. لازم به توضیح است که این فرمت مخصوص موبایل است و برای دیدن آن در کامپیوتر، به پلیرهای خاصی مانند Quick Time Player یا GOM Player نیاز دارید البته برای دیدن این فرمت با مدیا پلیر میتوانید این پلاگین کم حجم را دانلود کنید.
لینک مستقیم با حجم 8.5 مگابایت (با پهنای باند محدود)
یک فایل صوتی که فقط جوانها میشنوند
آگوست 2, 2008 at 1:37 ب.ظ | In موبایل, موسیقی و فیلم | 10 CommentsTags: Dark Tune, فرکانس بالا, زنگ موبایل
این فایل صوتی کم حجم را دانلود کنید و گوش کنید…. حالا به کسی که کمی از سن و سالش میگذرد بخواهید آن را گوش کند. او نخواهد شنید برای همین زیاد اصرار نکنید. این فایل صوتی دارای فرکانس بالایی ست ( 20,000 هرتز) که گوش افراد مسن قادر به تشخیص آن نیست. میتوانید آن را در گوشی موبایل خود هم بریزید. این فایل به عنوان زنگ موبایل در اینترنت گسترش یافته و منبع خاصی برای آن نیست.
توجه: گوش کردن بیش از حد این فایل باعث سردرد خواهد شد.
موزیک بازی خاطره انگیز Hitman 1
جولای 28, 2008 at 5:23 ب.ظ | In موسیقی و فیلم | 4 CommentsTags: hitman, hitman music, موزیک هیتمن, هیتمن
فکر نکنم کسی باشد که هیتمن معروف را نشناسد با آن بارکد پشت کله کچلش و کراواتی که هنگام دویدن اینطرف و آنطرف میشد! در سالهایی که بازی خوب کمتر پیدا میشد هیتمن با گرافیک فوقالعاده (زمان خودش) همه را خیره کرده بود. این موزیک برای من که خیلی خاطرهانگیز است.
از این موزیک میتوانید به عنوان زنگ موبایل هم استفاده کنید.
منظومه “صدای پای آب” سهراب سپهری با صدای خسرو شکیبایی
جولای 20, 2008 at 3:38 ب.ظ | In ادبیات, موسیقی و فیلم | 23 CommentsTags: خسرو شکیبایی, دکلمه, صدای پای آب
سالها قبل وقتی نوجوان بودم این دکلمه را گوش کردم؛ قبلا “صدای پای آب” را خوانده بودم برای همین شور و حال اولین باری که با صدای خسرو شکیبایی منظومه را شنیدم هرگز فراموش نمیکنم. وقتی امروز دوباره آن قسمت را که میگوید “پدرم وقتی مرد پاسبانها همه شاعر بودند” را گوش کردم دیدم چقدر سرگذشت مرگ خود خسرو شکیبایی شبیه این بند از شعر است. کمی که دقت کنید میبینید حالا که او مرده همه بازیگر و شاعر و هنرمند شدهاند…
لینک مستقیم دانلود با حجم 1.3 مگایایت فرمت wma
ـــــــــ
موزیک فیلم: لبه تاریکی، ارتش سری، اوشین، واتو واتو
جولای 19, 2008 at 3:40 ب.ظ | In موسیقی و فیلم | 22 CommentsTags: لبه تاریکی, موزیک فیلم, موزیک کارتون, مدرسه والت, واتو واتو, گربه سگ, اوشین, ارتش سری, زبل خان
لینکهای مستقیم محدودیت پهنای باند دارند در صورت از کار افتادن از لینک غیرمستقیم استفاده کنید!
سریالها
لبه تاریکی: لینک مستقیم حجم 2 مگابایت فرمت: wma / لینک غیر مستقیم 4shared
ارتش سری: لینک مستقیم حجم 2 مگابایت فرمت: mp3 / لینک غیر مستقیم 4shared
اوشین: لینک مستقیم حجم 332 کیلوبایت فرمت: wma / لینک غیر مستقیم 4shared
کارتونها
زبل خان: لینک مستقیم حجم 339 کیلوبایت فرمت: mp3 / لینک غیر مستقیم 4shared
واتو واتو: لینک مستقیم حجم 367 کیلوبایت فرمت: wma / لینک غیر مستقیم 4shared
گربه سگ: لینک مستقیم حجم 763 کیلوبایت فرمتmp3 / لینک غیر مستقیم 4shared
مدرسه والت: لینک مستقیم حجم 1 مگابایت فرمت mp3 / لینک غیر مستقیم 4shared
فیلم لئون حرفه ای Leon The Professional
جولای 8, 2008 at 1:42 ب.ظ | In فرهنگي, موسیقی و فیلم, نقد | 10 CommentsTags: Jean Reno, Leon The Professional, Natalie Portman, لئون, ماتیلدا, ژان رنو, حرفه ای
فیلم با ماموریت لئون شروع می شود . او باید یک قاچاقچی مواد مخدر را بکشد . کارش را به بهترین نحو انجام می دهد وبه خانه اش بازمی گردد.
لئون ( ژان رنو ) یک قاتل حرفه ای است . کار وی کشتن افرادی است که توسط واسطه اش تونی به وی معرفی می گردد. لئون عاری از هر گونه احساس و محبت و علاقه است ، تنها غذای او شیر است . هرگاه که احساس گرسنگی می کند شیر می نوشد . شبها روی کاناپه و با عینک آفتابی به صورت نشسته می خوابد . تنها زندگی می کند و کارش قتل است . اما در عین گرفتن جان دیگران به مراقبت از جان یک گل علاقه دارد که این گلدان را هر روز در زیر نور آفتاب قرار داده و برگهایش را با آب نوازش می کند . این تنها سرگرمی و دلبستگی اوست .
تمامی این مشخصات ، ویژگی های لئون است که این نقش را ژان رنوی فرانسوی به بهترین شکل ممکن بازی می کند. شاید به غیر او تنها خود او بود که می توانست این نقش را بازی کند .

در همسایگی لئون خانواده ای با 3 فرزند زندگی می کند . پدر و مادر قاچاقچی مواد مخدر هستند . دختر کوچک خانواده ماتیلدا نام دارد که مورد ضرب وشتم همیشگی پدر است . ماتیلدا از والدین خود متنفر است و تنها امید و عشق او به برادر 4 ساله اش است .
پس از آن ماموریت ابتدایی لئون که با کشت و کشتار متعارف در فیلم های اکشن همراه است ، داستان فیلم به کلی دگرگون می شود . در راه بازگشت به خانه لئون با ماتیلدا روبرو می شود و صحبت های رد و بدل شده بین آنها مسبب ایجاد رابطه بین آن دو می گردد . مواد مخدری که پدر ماتیلدا در رادیوی منزلش پنهان کرده بود توسط افراد رئیس باند قاچاق ( استنسفیلد ) که در اداره ی امنیتی پلیس هم مشغول به کار است و یک روانی به تمام عیار می باشد کشف می شود و او به همین دلیل تمامی اعضای خانواده را به رگبار می بندد ، به غیر از ماتیلدا ! زیرا او برای خرید شیر به فروشگاه رفته بود . در راه بازگشت به خانه ماتیلدا که با پیکر بی جان پدرش در جلوی درب منزل روبرو می شود مستقیما به سمت خانه ی لئون می رود و از او کمک می خواهد . در این صحنه ی بسیار زیبا ، لئون از پشت درب به ماتیلدا نگاه می کند و صورت گریان و وحشت زده ی او را می بیند ، اما او که هیچ احساسی ندارد و مدت هاست که عشق و عاطفه را فراموش کرده در تردید و بی تفاوتی برای باز کردن درب به سر می برد و این حالت را با خاراندان پشت گوش خود به بهترین صورت به بیننده منتقل می کند . اما روزنه ی امید پیدا می شود و لئون در را به روی ماتیلدا می گشاید و نور چهره ی ماتیلدا را فرا می گیرد .
بعد از آرام شدن ماتیلدا ، وی که به حرفه ی لئون پی برده است از او تقاضا می کند که قاتل برادرش را بکشد ، اما لئون نمی پذیرد ، بنابراین از او می خواهد که راه و رسم آدم کشی را به او بیاموزد تا خود انتقام برادرش را بگیرد . بعد از رد و بدل شدن مکالمات بین لئون و ماتیلدا بالاخره لئون قبول می کند و فیلم وارد مرحله ی تازه ای می شود . در این مکالمات جالب ترین جمله این بود که لئون به ماتیلدا می گوید که تو هنوز برای این کار کوچکی ، اما ماتیلدا در جواب می گوید : من بزرگ شدم ، فقط باید کمی سنم بیشتر بشه . و لئون می خندد و می گوید : من سنم به اندازه کافی بزرگه ، اما باید بزرگ بشم !!!
لئون کسی که نمی داند باید پتو را باز کرده و روی ماتیلدا بکشد و کسی که شب بخیر گفتن بلد نیست ، کسی که در شب اول ورود ماتیلدا تصمیم به قتل وی می گیرد و حتی اسلحه را تا بالای سر ماتیلدا برده بود ، ناگهان روحی تازه در وی دمیده می شود و دوباره عشق در زندگی وی معنا می یابد . لئون در جوانی عاشق دختری شده بود ، اما پدر دختر پس از مخالفت ازدواج آن دو دختر خود را به قتل می رساند و لئون از دیدن این صحنه شوکه می شود پدر دختر را می کشد و از آن به بعد به یک قاتل حرفه ای بدل می شود .
بعد از گذشت فیلم قاتل برادر ماتیلدا ( استنسفیلد ) برای کشتن لئون به خانه ی او می آید . لئون ماتیلدا را از طریق هواکش خانه فراری می دهد و یکی از احساسی ترین صحنه های فیلم در این سکانس خلق می شود . سکانسی که یک قاتل حرفه ای و بی احساس ، با تمام احساس ، عشق و علاقه خود را به ماتیلدا با گفتن : دوستت دارم ماتیلدا ، ابراز می کند و ماتیدا نیز با صورتی معصوم پاسخ می دهد : منم دوستت دارم لئون .
لئون خود نیز در حال فرار است و به طرف درب خروجی ساختمان می رود . که در این صحنه کارگردان مجددا از نور استفاده می کند ، نوری که نوید بخش آزادیست . اما استنسفیلد از راه می رسد و از پشت به لئون شلیک می کند . لئون که ضامن نازنجک های روی بدنش را درآورده است آن را به دست استنسفیلد می دهد و می گوید این هدیه ای از طرف ماتیلداست . و با هم به جایی می روند که باید بروند . در این سکانس کارگردان به نوعی لئون را به خاطر قتل هایی که انجام داده است تنبیه می کند و نمی گذارد وی به نور برسد .
از سکانس های جذاب و تاثیر گذار دیگر فیلم می توان به موارد زیر اشاره کرد :
- صحنه ای که ماتیلدا به خانه ی خود بازمی گردد تا عروسک و وسایل خود را بردارد و در هنگام خارج شدن از منزل ناگهان خود را در میان خط کشی جنازه ی برادر خود می یابد .و با حالتی وهم گونه به عقب می پرد.
- و بهترین سکانس فیلم که در واقع آخرین سکانس نیز محسوب می شود وقتی است که ماتیلدا در مدرسه شبانه روزی گل لئون را از گلدان درآورده و در خاک می کارد و می گوید : اینجا دیگه در امانیم . و بعد از آن آهنگ فراموش نشدنی استینگ (
Shape Of My Heart ) شروع می شود . این گل که در خاک کاشته می شود را می توان نماد لئونی تازه که از گناه قتل های خود پاک شده است در نظر گرفت . نماد رشد و نمو و نماد پاکی .

منبع: Miladico
شعر “زمستان” با صدای خود “اخوان ثالث”
ژوئن 18, 2008 at 4:01 ب.ظ | In ادبیات, موسیقی و فیلم | 10 CommentsTags: مهدی اخوان ثالث, دانلود شعر, زمستان, شعر نو

“زمستان”
سلامت را نمي خواهند پاسخ گفت
سرها در گريبان است
كسي سر بر نيارد كرد پاسخ گفتن و ديدار ياران را
نگه جز پيش پا را ديد , نتواند ,
كه ره تاريك و لغزان است .
و گر دست محبت سوي كس يازي ,
به اكراه آورد دست از بغل بيرون ؛
كه سرما سخت سوزان است
نفس كز گرمگاه سينه مي آيد برون, ابري شود تاريك
چو ديوار ايستد در پيش چشمانت
نفس كاينست, پس ديگر چه داري چشم
ز چشم دوستان دور يا نزديك؟
مسيحاي جوانمرد من! اي ترساي پير ِ پيرهن چركين!
هوا بس ناجوانمردانه سردست … آي
دمت گرم و سرت خوش باد! سلامم را تو پاسخ گوي, در بگشاي
منم من, ميهمان هر شبت, لولي وش ِ مغموم
منم من, سنگِ تيپا خورده رنجور
منم دشنام پست آفرينش, نغمه ناجور
نه از رومم, نه از زنگم, همان بيرنگِ بيرنگم
بيا بگشاي در, بگشاي, دلتنگم
حريفا! ميزبانا! ميهمان سال و ماهت پشت در چون موج مي لرزد
تگرگي نيست, مرگي نيست
صدايي گر شنيدي, صحبت سرما و دندان است
من امشب آمدستم وام بگزارم
حسابت را كنار جام بگذارم
چه مي گويي كه بيگه شد, سحر شد, بامداد آمد؟
فريبت مي دهد, بر آسمان اين سرخي ِ بعد از سحرگه نيست
حريفا! گوش سرما برده است اين, يادگار سيليِ سردِ زمستان است
و قنديل سپهر تنگ ميدان، مرده يا زنده,
به تابوت ستبرِ ظلمت نُه تويِ مرگ اندود, پنهان است
حریفا! رو چراغ باده را بفروز
شب با روز یکسان است
سلامت را نمي خواهند پاسخ گفت
هوا دلگير, درها بسته, سرها در گريبان, دستها پنهان,
نفسها ابر, دلها خسته و غمگين,
درختان اسكلتهايِ بلور آجين,
زمين دلمرده, سقفِ آسمان كوتاه,
غبار آلوده مهر و ماه,
زمستان است
ـــــ:::::ـــــ
فایل صوتی دکلمه این شعر توسط خود مهدی اخوان ثالث را با حجم 4 مگابایت دانلود کنید
برای جستن از مظان شکها، دایرةالمعارف کلکها
ژوئن 18, 2008 at 2:21 ق.ظ | In اجتماعی, ادبیات, موسیقی و فیلم | Leave a CommentTags: ابوالفضل زرویی نصرآباد, شعر, طنز
“ابوالفضل زرویی نصرآباد” طنزپرداز ماهری ست که در این شعر، همه را مجذوب خود میکند. ساده گویی که خود هنری بسیار مشکل است در این منظومه به اوج خود رسیده و نصرآباد متبحرانه تکنولوژی، مدرنیته و شهرنشینی را به چالش میکشد برای اطلاعات بیشتر به اینجا مراجعه کنید. لینک دکلمه شعر با صدای خود استاد در پایان شعر موجود میباشد. حتی اگر به هیچ وجه اهل شعر نیستید باز هم تضمین میکنم که از شنیدن این شعر لذت خواهید برد.
مردای نازدار، مرد شهرن
با خودشون هم این قبیله، قهرن
مردای اخم و طعنه بیدلیل
مردای سرشکسته زن ذلیل
مردای دکترای حل جدول
مردای نق نقوی لوس تنبل
لعنت و نفرین میکنن به جاده
اگر برن چار تا قدم، پیاده
مردای خواب تو ساعت اداری
تازه دو ساعتم، اضافهکاری
توی رگاشون میکشه تنوره
تری گیلیسیرید و قند و اوره
انگار آتیش گرفته ترمههاشون
همیشه تو همه سگرمههاشون
به زیردست، ترشی و عبوسی
به منشی اداره، چاپلوسی
برای جستن از مظان شکها
دایرةالمعارف کلکها
بچه به دنیا میارن با نذور
اغلبشون یه دونه، اون هم به زور
پیش هم از عاطفه دم میزنن
پشت سر اما واسه هم، میزنن
اینجا مهم فقط مقام و پسته
مردای شهری کارشون درسته
ادامه…
فایل صوتی را با حجم 2.5 مگابایت از لینک های زیر دانلود کنید
وبلاگ روی وردپرس.کام. | Theme: Pool by Borja Fernandez.
Entries and comments feeds.





