دانلود کتاب بی بال پریدن قیصر امین پور
سپتامبر 1, 2009 at 2:01 ب.ظ | In ادبیات, دانلود کم حجم, فرهنگي, معرفی کتاب, موبایل | Leave a CommentTags: قیصر امین پور, بی بال پریدن
بدون شک یکی از زیباترین کتابهای دکتر قیصر امین پور کتاب بی بال پریدن است. کتابی که کلمات سنگین و ثقیل ندارد. کتابی که لبخند می نشاند روی لبهایمان. همه از خواندن این کلمات ساده و تکان دهنده لذت میبرند.
این کتاب سرشار از کنایه های طنز، تصویرهای ذهنی غمگنانه و تاسف های کودکانه است. کتاب بی بال پریدن را بخوانید و مطمئن باشید از آن لذت خواهید برد.
کتاب را در دو فرمت پی دی اف و نسخه مخصوص موبایل برای دانلود قرار میدهم
دانلود کتاب بی بال پریدن نسخه Jar مخصوص موبایل
دانلود کتاب بی بال پریدن نسخه PDF
و در پایان یکی از زیباترین متنهای کتاب:
آدمها مثل كتابها هستند
بعضي از آدمها جلد زركوب دارند. بعضي جلد ضخيم و بعضي جلد نازك.
بعضي از آدمها با كاغذ كاهي چاپ ميشوند و بعضي با كاغذ خارجي.
بعضي از آدمها ترجمه شدهاند.
بعضي از آدمها تجديد چاپ ميشوند و بعضي از آدمها فتوكپي آدمهاي ديگرند.
بعضي از آدمها با حروف سياه چاپ ميشوند و بعضي از آدمها صفحات رنگي دارند.
بعضي از آدمها تيتر دارند. فهرست دارند و روي پيشاني بعضي از آدمها نوشتهاند: حق هرگونه استفاده ممنوع و محفوظ است.
بعضي از آدمها قيمت روي جلد دارند. بعضي از آدمها با چند درصد تخفيف به فروش ميرسند و بعضي از آدمها بعد از فروش پس گرفته نميشوند.
بعضي از آدمها را بايد جلد گرفت، بعضي از آدمها را ميشود توي جيب گذاشت، بعضي از آدمها را ميتوان در كيف مدرسه گذاشت.
بعضي از آدمها نمايشنامهاند و در چند پرده نوشته ميشوند. بعضي از آدمها فقط جدول و سرگرمي دارند و بعضي از آدمها معلومات عمومي هستند.
بعضي از آدمها خط خوردگي دارند و بعضي از آدمها غلط چاپي دارند.
از روي بعضي از آدمها بايد مشق نوشت و از روي بعضي از آدمها بايد جريمه نوشت.
بعضي از آدمها را بايد چند بار بخوانيم تا معني آنها را بفهميم و بعضي از آدمها را بايد نخوانده دور انداخت.
بعضي از آدمها مخصوص نوجوانان نوشته ميشوند و بعضي مخصوص بزرگسالان.
بعضي از آدمهايي كه مخصوص نوجوانان نوشته ميشوند خيلي كودكانه و سطحي هستند.
ـــــــــــــــــــــ
بعضی از آدمها غلط چاپی دارند
جولای 26, 2008 at 5:36 ب.ظ | In ادبیات, معرفی کتاب | 1 CommentTags: قیصر امین پور, کتابها مثل آدمها هستند, آدمها مثل کتاب ها هستند, بی بال پریدن
کتاب “بی بال پریدن” را حتما بخوانید! کتابی بسیار کم حجم که شاید نیم ساعت از وقتتان را هم نگیرد از دکتر “قیصر امین پور” شاعری که من خیلی دوستش دارم
این کتاب، شعر نیست متن است اما از خیلی از شعرهایی که شنیدهاید زیبا تر است قطعه ای که در مورد شباهت آدمها و کتابها گفته شده اوج زیبایی این شاهکار است!
“آدمها مثل کتابها هستند”
بعضي از آدم ها جلد زركوب دارند. بعضي جلد ضخيم و بعضي جلد نازك.
بعضي از آدم ها با كاغذ كاهي چاپ ميشوند و بعضي با كاغذ خارجي.
بعضي از آدم ها ترجمه شدهاند.
بعضي از آدم ها تجديد چاپ ميشوند و بعضي از آدمها فتوكپي آدمهاي ديگرند.
بعضي از آدم ها با حروف سياه چاپ ميشوند و بعضي از آدمها صفحات رنگي دارند.
بعضي از آدم ها تيتر دارند، فهرست دارند و روي پيشاني بعضي از آدمها نوشتهاند: حق هرگونه استفاده ممنوع و محفوظ است.
بعضي از آدم ها قيمت روي جلد دارند، بعضي از آدمها با چند درصد تخفيف به فروش ميرسند و بعضي از آدم ها بعد از فروش پس گرفته نميشوند.
بعضي از آدم ها را بايد جلد گرفت، بعضي از آدمها را ميشود توي جيب گذاشت، بعضي از آدمها را ميتوان در كيف مدرسه گذاشت.
بعضي از آدم ها نمايشنامهاند و در چند پرده نوشته ميشوند. بعضي از آدمها فقط جدول و سرگرمي دارند و بعضي از آدمها معلومات عمومي هستند.
بعضي از آدم ها خط خوردگي دارند و بعضي از آدمها غلط چاپي دارند.
از روي بعضي از آدمها بايد مشق نوشت و از روي بعضي از آدمها بايد جريمه نوشت.
بعضي از آدم ها را بايد چند بار بخوانيم تا معني آنها را بفهميم و بعضي از آدمها را بايد نخوانده دور انداخت.
بعضي از آدم ها مخصوص نوجوانان نوشته ميشوند و بعضي مخصوص بزرگسالان.
بعضي از آدم هايي كه مخصوص نوجوانان نوشته ميشوند خيلي كودكانه و سطحي هستند.
ـــــ:::::ـــــ:::::ـــــ:::::ـــــ:::::ـــــ
ـــــ:::::ـــــ:::::ـــــ:::::ـــــ:::::ـــــ
“کتابها مثل آدمها هستند”
بعضی از کتابها ساده لباس می پوشند و بعضی لباسهای اتو کشیده و رنگارنگ دارند.
بعضی کتابها برای ما قصه می گویند تا بخوابیم و برخی قصه می گویند تا بیدار شویم.
بعضی از کتابها تنبل هستند، برخی از کتابها زیاد می خوابند و همیشه خمیازه می کشند.
بعضی از کتابها شاگرد اول می شوند و جایزه می گیرند. بعضی مردود می شوند و بعضی تجدید.
بعضی از کتابها تقلب می کنند، بعضی از کتابها دزدی می کنند.
بعضی از کتابها به پدر و مادر خود احترام می گذارند و بعضی حتی نامی هم از پدر و مادر خود نمی برند.
بعضی از کتابها هر چه دارند از دیگران گرفته اند و بعضی هر چه دارند به دیگران میبخشند.
بعضی از کتابها فقیرند و بعضی از کتابها گدایی می کنند.
بعضی از کتابها پرحرفند ولی حرفی برای گفتن ندارند و بعضی ساکت و آرامند ولی یک عالم حرف گفتنی در دل دارند.
بعضی از کتابها بیمارند، بعضی از کتابها تب دارند و هذیان می گویند.
بعضی از کتابها را باید به بیمارستان برد تا معالجه شوند و بعضی را باید به تیمارستان برد تا معالجه شوند.
بعضی از کتابها لوس و کودکانه حرف می زنند و بعضی از کتابها فقط غُر می زنند و نصیحت می کنند.
بعضی کتابها دوقلو یا چند قلو هستند. بعضی کتابها پیش از تولد می میرند و بعضی تا ابد زنده هستند.
بعضی از کتابها سیاه پوستند، بعضی سفیدپوست و بعضی زردپوست یا سرخپوست.
بعضی کتابها به رنگ پوست خود افتخار می کنند و رنگ پوست دیگران را مسخره می کنند.
سکسکهای در میان آواز
جولای 10, 2008 at 3:27 ب.ظ | In ادبیات, معرفی کتاب | 7 CommentsTags: شکست روایت, شعر سپید, طرح, علیرضا حسینی
که آنها آمدند
مثل سکسکهای
در میان آواز
علیرضا حسینی را سال 1378 در انجمن شعر کرج شناختم. خودش را هرگز ندیدم اما مجموعه شعر “شکست روایت” را که خواندم انگار مدتها بود میشناختمش!زبان روان وزیبای شعرهایش و دردی که در بندبند اشعار کتاب نهفته است همیشه مرا به خلسه میبرد. بدون اغراق یکی از گرانبهاترین کتابهایی که هنوز دارمش همان کتاب کوچک و ورق ورق شده “شکست روایت” است.
ما فقیر نیستیم
فقط بچههامان را
به اندازه لباسهای زمستانی پارسال
کوچک کردهایم
این کتاب را همه میفهمند. لازم نیست زیاد به مغز فشار آورد؛ ظاهر شعرها هم زیباست! حتی اگر حوصله تامل هم نباشد “شکست روایت” انرژی زاست. نمیدانم الآن این کتاب توی بازارهست یا نه! چون همان موقعها هم به زور گیرش آوردم
تکه نانی خشک،
سرباز
گم شدهی
شطرنج
ساده نویسی یکی از مشکلترین سبکهای نوشتاریست که البته نشان دهنده کم عمق بودن اثر نیست؛ چه بسا متون و اشعاری که بسیار ساده و روان گفته شده ولی سرشار از ایهام است شعرهای علیرضا حسینی آدم را به فکر فرو میبرند:
شَستش را
حواله کرد
به نجات غریق
و غرق شد
در رویایی که تا زانوهایش نمیرسید
ـــــ
من قویا توصیه میکنم اگر پیدا کردید بخوانید!
تاجری اره ی برقی آورد، پای یک منظره را امضاء کرد
جولای 8, 2008 at 12:29 ق.ظ | In ادبیات, معرفی کتاب | 1 CommentTags: سید حسن حسینی, شعر آزاد, شعر سپید, طرح
بعضی وقتها آدم با چیزهایی روبرو میشود که تکانش میدهند! یک عکس ماهرانه، یک شعر کوتاه هنرمندانه… و تنها عکس العملی که نشان میدهد این است که خیلی آرام لبخند میزند! آدم میخواهد به همه بگوید که چه حالی دارد اما وقتی میبیند نمیشود چیزی نمیگوید!
همه ما اینطور شدهایم! شاید مدت زمان لذت بردن از آن چیز چند لحظه بیشتر نباشد اما انرژی که به تمام روح آدم تزریق میشود تا مدتها خودش را حفظ میکند.
شعرهای کوتاه سید حسن حسینی در کتاب “نوشداروی طرح ژنریک” مرا همانطور میکنند. در این کتاب سلسله شعرهای کوتاهی نوشته شدهاند از کاراکترهایی مانند شاعر، تاجر، زاهد و عاشق. سید حسن حسینی در این کتاب بسیار هنرمندانه اعتراض خود را بیان نموده. اگر این کتاب را گیر آوردید حتما آن را بخوانید:
پای یک منظره را امضاء کرد
ـــــ
شاعری
وام گرفت
شعرش آرام گرفت!
ـــــ
شاعری قبلهنما را گم کرد
سجده بر
مردم کرد!
ـــــ
زاهدی نوبنیاد
راه و رسم عرفا پیشه گرفت
لنگ مرغی برداشت
و به آوای حزین آه کشید
مرغ باغ ملکوتم، نیم از عالم خاک
ـــــ
شاعری خانه نداشت
در خیابان خوابید
شهرداری سر ذوق آمد و
اقدامی کرد
ـــــ
شاعری خنجر خورد
شعرش از گرده به پیراهن ضارب پاشید
ـــــ
شاعری وارد دانشکده شد
دم در
ذوق خود را به نگهبانی داد
ـــــ
شاعري مي لنگيد
ناقدي نان مي خورد!
شاعري مي ناليد
تاجري پسته ي خندان مي خورد!
ـــــ
تاجري دسته گلي پرپر ديد
ياد پروانه ي كسبش افتاد!
فاطی کماندو: زن چادری که به بیحجابها گیر میدهد
می 21, 2008 at 11:52 ب.ظ | In ادبیات, بدون دستهبندی, فرهنگي, معرفی کتاب, نقد | 28 CommentsTags: کوچه بازاری, اصطلاحات خودمانی, دکتر محمود اکرامی

امروز کتابی به دستم رسید به نام “اصطلاحات خودمانی” اثری از “دکتر محمود اکرامی” انقدر این کتاب به نظرم جالب آمد که ناخودآگاه سی چهل صفحه از آن را بدون اینکه قصد خواندنش را داشته باشم خواندم!
این کتاب مجموعهای از اصطلاحات خیابانی است که مردم استفاده می کنند. دکتر اکرامی خود را از قید و بند اصول دستوری رها کرده و خیلی آزادانه به این مقوله پرداخته. اگر این کتاب را که قیمتش 3000 تومان است نخرید کل عمرتان برفناست! (ما که امانت گرفتیم.) چند اصطلاح خیلی جالب را برایتان میآورم:
آب پرتقال:لوس/ بچه ننه/ کسی که خیلی خودش را دوست دارد
آفتابه: بیریخت/ بیارزش/ یهوری/ چلاق
اسب: آدم گیج
اوچیکتیم: تغییر یافته (کوچکتیم) نهایت تحقیر خود در برابر دوست
پشکل نشان: بیارزش/ بیمارک
تیمیز: (تمیز) عالی/ خوب
جواد: کسی که لباس دمده میپوشد
سننه: به تو چه ربطی دارد
فاطی کماندو: زن چادری که به بیحجابها گیر میدهد
در پایان باید به این نکته اشاره کنم که این کتاب چند فصل دارد و یکی از فصلهایش فرهنگ است و بقیه نقد و تفسیر این نوع فرهنگ (خیابانی) است. تقسیم بندیها و ریزبینیهای دکتر اکرامی در این موارد واقعا خواندنیست.
زبان بدن
نوامبر 7, 2007 at 2:17 ب.ظ | In فرهنگي, معرفی کتاب | 3 CommentsTags: زبان بدن
نگاه تجاري: كه در يك محدوده مثلثي، از بالاي پيشاني تا زير دو چشم قرار دارد.
نگاه اجتماعي: كه در مثلثي شبيه مثلث قبلي، ولي بين دو چشم و دهان قرار دارد.
نگاه صميمي: كه در محدوده اي بين دو چشم و جائي در حدود سينه يا پائينتر قرار دارد.
هنگام ديدار با كسي از فاصله ده متري با او تماس چشمي برقرار ميكنيم. اين تماس تا حدود دو متري ادامه مي يابدو در آنجا قطع مي شود. جهت قطع اين تماس چشمي اغلب نشان دهنده نوع رابطه شما با يكديگر است اگر تماس چشمي به سمت بالا قطع شود نوع رابطه معمولا كاري و اگر تماس به سمت پائين قطع شود رابطه اي اجتماعي است…
اين چند خط از پاراگرافهاي كتاب “زبان تن” نوشته “ريچارد مول وي” است كه توسط “عباس بهزادي مقدم” و “مهدي دين محمدي” ترجمه شده.
پيشنهاد مي كنم كه اگر پيدا كرديد بخوانيد من تضمين مي كنم كه پشيمان نمي شويد (البته اگر پيدا كرديد).
لطفا گوسفند نباشید !
سپتامبر 22, 2007 at 5:03 ب.ظ | In اجتماعی, فرهنگي, معرفی کتاب | 12 CommentsTags: لطفا گوسفند نباشید
یه کتاب تر و تمیز به نام “لطفا گوسفند نباشید” با جلد گالینگور و یک تصویر روی جلد جذاب. این کتاب رو خوندید؟ اصلا قصد

ندارم اونو نقد کنم فقط یه جریان در این مورد برام اتفاق افتاد که میخوام براتون بگم:
وقتی با مرتضی داشتیم توی کتابفروشی لای کتابها وول میخوردیم و نگاه میکردیم و بعضی وقتا یه سرک هم میکشیدیم توی ورقهاش، یکهو چشم من خورد به عکس روی جلد این کتاب اون موقع اولین بار بود که اونو میدیدم! اون گوسفند سفید که به بقیه گوسفندها داشت میگفت که گوسفند نباشن کاملا منو به طرف خودش کشوند و وقتی چند جمله از اونو خوندم دیگه مطمئن شدم همون کتابیه که میخوام اما وقتی قیمت پشت جلد اونو دیدیم که 6 هزار تومن بود چون پولم نمیرسید انگار کاخ آرزوهام یهو خراب شد ضد حال خوردم مرتضی هم یهو منو نگاه کرد و گفت:
ایوب جون همون گوسفند بمونی انگار بیشتر به نفعته !
خلاصه دل کندن از اون کتاب با اون جملههای ناب خیلی سخت بود ولی به قول مرتضی بعضی کتابای خوب مال آدمای خوبه! البته اون کتابو بعدا خوندم اما اون روز برام به یاد موندنی شد!
داشتم به این فکر میکردم که یعنی اصلا هیچ راهی نیست که قیمت کتاب توی ایران بیاد پائین؟ باور کنید همه پولدار نیستن. البته نباید از این موضوع غافل شد که کسی که عاشق کتابه به هر قیمتی که شده اونو میخره اما واقعا انصافه؟
جملاتی از این کتاب:
ـــ به خاطر بسپار:هرگاه ما چيزي را نفهميم،آن را تصادفي يا اتفاقي مي ناميم، در حالي كه هيچ جز تصادفي در دنيا وجود ندارد!
ــــ به خاطر بسپار:ما،تار و پود بدبختي را خود مي بافيم و نام آن را مي گذاريم:سرنوشت!!
ــــ به خاطر بسپار:هرجا كه ژرف ترين درد است،عظيم ترين آموزش را به همراه دارد!
ــــ به خاطر بسپار:كسي كه راه غلطي را مي رود،بيشتر شانس آن را دارد كه به راه درست آيد.تا كسي كه راه درست را غلط مي رود.
ــــ سوال از مايكل جردن ستاره بسكتبال سياهپوست آمريكا علت موفقيت شما چيست؟ جواب: من حاضر نيستم در هيچ كاري به مقام دوم قناعت كنم!
ــــ به خاطر بسپار:هولناك ترين ناباوري،ناباوري نسبت به خودتان است!
ــــ با خود بخوان: در زندگي ام شكست وجود ندارد،تا زماني كه از چيزي درس گرفته باشم.
ــــ از اوقاتي كه “بله” مي گوييد ولي در واقع منظورتان “نه” است آگاه باشيد!
ــــ به خاطر بسپار: شكست، يا مي شكند يا شكسته مي شود..بستگي به شما دارد!
ــــ يادت باشد: ديگران را آزاد بگذار، آزاد در پذيرفتن تو ..آزاد در روي برگردانيدن از تو!
ــــ به خاطر بسپار: كساني كه نمي توانند گذشته را به ياد آورند،محكومند كه آن را تكرار كنند!

وبلاگ روی وردپرس.کام. | Theme: Pool by Borja Fernandez.
Entries and comments feeds.







