شباهت خیره کننده “سیلوستر استالونه” به “محمدرضا حیاتی” گوینده خبر
می 29, 2008 at 5:18 ب.ظ | In سایر موضوعات | 1 CommentTags: محمدرضا حیاتی, گوینده خبر, سیلوستر استالونه

این “سیلوستر استالونه” چقدر شبیه حیاتیه! “محمدرضا حیاتی” رو که میشناسید؟ گوینده خبر معروف رادیو و تلویزیون که من از وقتی یادمه همین شکلی بوده!
حالا که حرف از مجری شد: شبکه دو هم یه مجری داشت که حتی زمان جنگ هم ریش و سبیلشو هفت تیغه میکرد و خیلی آروم حرف میزد نمیدونم یادتونه یا نه ولی چند سالیه که دیگه ندیدمش (مجری نوستالژیک دیگه ندیده بودیم)
اگر به این وبلاگ رای ندهید این سگ را خواهیم کشت
می 24, 2008 at 1:50 ق.ظ | In سایر موضوعات | 6 CommentsTags: پرشین وبلاگ, تهدید, ترحم

اگر به این وبلاگ رأی ندهید این سگ را خواهیم کشت!

به من رأی بده!
میخواستم قبل ازانتخاب برترین وبلاگ، توسط پرشین وبلاگ ، این روش بسیار پیچیده را به شما معرفی کنم اما دیدم این تئوری (تهدید و ترحم) مطمئنا در نتیجه نظرسنجی اثر سو ء خواهد گذاشت. البته شما میتوانید برای نظرسنجیهای بعدی از این تئوری استفاده کنید.
گاویسم
می 9, 2008 at 12:10 ب.ظ | In سایر موضوعات | 1 CommentTags: گاویسم, ایسم ها
کلمات ثقیل و سنگین این روزها مد شده! مخصوصا اگر طرف دو تا کتاب هم خوانده باشد؛ آن وقت است که دیگر فقط خودش می فهمد چه میگوید. از آن آدمها که وقتی حرف میزنند دوست دارند از کلماتیسمی که آخریسم آنها “ایسم” دارند استفادیسم کنند!!! اگر هم کم بیاورند خودشان یک مکتب جدید فیالبداهه میسازند و اگر بپرسی این دیگر چیست؟! در تفسیر آن سه ساعت فک میزنند. بعضی ها فکر میکنند پیچیده حرف زدن هنر است! آنها همان اعرابی هستند که سعدی میگوید که رو به ترکستان میروند. “ساده گویی بسیار بسیار سخت تر از پیچیده سرایی ست” ساده گویی یک هنر است (با صرفه جویی اشتباه نشود)
حالا که حرف از ایسم ها شد این مطلب کوتاه و جالب (منبعش را ما که نتوانستیم پیدا کنیم) میتواند پایان بندی خوبی باشد.
سوسياليسم : دو گاو داريد. يکي را نگه ميداريد. ديگري را به همسايه خود مي دهيد.
کمونيسم : دو گاو داريد. دولت هر دوي آنها را ميگيرد تا شما و همسايه تان را در شيرش شريک کند.
فاشيسم : دو گاو داريد. شير را به دولت ميدهيد. دولت آن را به شما ميفروشد.
کاپيتاليسم : دو گاو داريد. هر دوي آنها را ميدوشيد. شيرها را بر زمين ميريزيد تا قيمتها همچنان بالا بماند.
نازيسم : دو گاو داريد. دولت به سوي شما تيراندازي ميکند و هر دو گاو را مي گيرد.
انارشيسم : دو گاو داريد. گاوها شما را ميکشند و همديگر را مي دوشند.
ساديسم : دو گاو داريد. به هردوي انها تيراندازي ميکنيد و خودتان را در ميان ظرف شيرها مي اندازيد.
اپارتايد : دو گاو داريد. شير گاو سياه را به گاو سفيد ميدهيد ولي گاو سفيد را نمي دوشيد.
دولت مرفه : دو گاو داريد. آنها را ميدوشيد بعد شيرشان را به خودشان ميدهيد تا بنو شند.
بوروکراسي : دو گاو داريد. براي تهيه شناسنامه آنها هفده فرم را در سه نسخه پر ميکيد ولي وقت نداريد شير آنها را بدوشيد.
سازمان ملل : دو گاو داريد. فرانسه شما را از دوشيدن آنها وتو ميکند.امريکا و انگليس گاوها را از شير دادن به شما وتو ميکنند.نيوزلند راي ممتنع مي دهد.
ايده اليسم : دو گاو داريد. ازدواج ميکنيد. همسر شما آنها را مي دوشد.
رئاليسم : دو گاو داريد. ازدواج ميکنيد. اما هنوز خودتان آنها را مي دوشيد.
متحجريسم : دو گاو داريد. زشت است شير گاو ماده را بدوشيد.
فمينيسم : دو گاو داريد. حق نداريد شير گاو ماده را بدوشيد.
پلوراليسم : دو گاو نر و ماده داريد. از هرکدام شير بدوشيد فرقي نمي کند.
ليبراليسم : دو گاو داريد. آنها را نميدوشيد چون آزاديشان محدود مي شود.
دموکراسي مطلق : دو گاو داريد. از همسايه ها راي ميگيريد که آنها را بدوشيد يا نه.
سکولاريسم : دو گاو داريد. پس به خدا نيازي نيست
زمین گواه من است (بودائیسم)
آوریل 27, 2008 at 12:00 ب.ظ | In اجتماعی, سایر موضوعات, فرهنگي | 3 CommentsTags: مارا, پرگیا, بودا, بودائیسم, دیانا, سیدارتا گوتاما, سامادی, شاکیامونی
در بوداگرایی قطب مخالف خدای خوبیها که خاستگاه نیروهای منفی باشد وجود ندارد. با این حال بوداییان وجود دیوها را هیچگاه رد نکردهاند اما وجود آنها را در روند رسیدن به بیداری و روشنی چندان مؤثر نمیدانند. البته در داستان بیداردل شدن بودا اینگونه آمده که موجودی ستیزنده به نام “مارا” کوشید تا “بودا” را از رسیدن به بیداری بازدارد. در حالیکه “بودا” زیر درخت “بودی” (بیداری) نشسته بود و داشت به بینش راستین دست مییافت و نزدیک بود که راز جهان را بفهمد “مارا” آمد تا از بیدار شدن “شاکیامونی” (بودا) جلوگیری کند و گردبادی پدید آورد، سنگبارانی از آسمان ایجاد کرد اما “بودا” هم از زمین یاری خواست و زمین سیلابی فرستاد و دیوهای همراه “مارا” را آب برد و سرانجام “مارا” موفق نشد و “شاکیامونی” بیدار شد. البته زمانی که همه ترفندهای “مارا” نقش بر آب شد و معلوم شد که “شاکیامونی” در راه خود پیروز گشته “مارا” از او یک گواهی خواست. “مارا” گفت که آیا سندی داری که نشان دهد تو در زندگیهای پیشینت به اندازه کافی پارسایی کردهای و فضیلت جمع کردهای تا بشود تو را به پشت پرده راه داد؟
سپس زمین ضامن شد که “شاکیامونی” به اندازه کافی اعتبار دارد و “مارا” دست از کارشکنی برداشت. بعد هم که “شاکیامونی” به بیداری (بودایی) رسید “مارا” گفت ما از کجا بدانیم که تو بیدار شده ای؟ “بودا” دستش را به زمین چسباند و گفت: “زمین گواه من است.”
××××
“بوداگرایی” دین و فلسفه ای است مبتنی برآموزههای “سیدارتا گوتاما” که در حدود ۵۶۶ تا ۴۸۶ (پیش از میلاد) میزیستهاست.
بوداگرایی به تدریج از هندوستان به سراسرآسیا، آسیای میانه، تبت، سریلانکا، آسیای جنوب شرقی و نیز کشورهای خاور دور مانند چین، مغولستان، کره و ژاپن راه یافت. بوداگرایی به عنوان دین پاکان یا آریا آهراما در نظر گرفته میشد و یکی از ادیان شرمنی موجود است و با ۳۵۰ میلیون پیرو یکی از ادیان اصلی جهان به شمار میآید. بوداگرایی بیشتر بر کردار نیک، پرهیز از کردار بد و ورزیدگی ذهنی تاکید دارد.
آماج این ورزیدگیها پایان دادن به چرخه تولد مجدد یا سمساره است که از طریق بیداری یا درک واقعیت راستین، رسیدن به رهایی یا نیروانا صورت میگیرد.
اخلاقیات بوداگرایانه بر بن-پایههای بی گزندی و رواداری برپا شدهاست.
بوداییان همواره از روشهای درون پویی برای یافتن بینش نسبت به کارکردهای بنیادین روان آدمی و فرایندهای علّی جهان بهره میگیرند.
××××
چکیده آموزه بودا اینست:
ما پس از مرگ در پیکری دیگر باز زاییده میشویم. این باززایی ما بارها و بارها تکرار میشود. این را چرخه هستی یا زاد و مرگ مینامیم. هستی رنج است. زایش رنج است. پیری رنج است. بیماری رنج است. غم و اندوه، ماتم و ناامیدی رنج است. پیوند با آنچه نادلخواه است رنج است. دوری از آنچه دلخواه است رنج است. خلاصه اینکه دل بستن رنج آور است.(و این رنج زمانی پایان می یابد که دیگر منی ؛یا درک کنندهای نباشد چه او در قید حیات باشد چه نباشد(نگارنده). هدف باید بریدن از این رنج و چرخه وجود باشد. درک چهار حقیقت اصیل، هسته اصلی آموزه بودا را تشکیل میدهد. این حقایق عبارتند از: ۱. به رسمیت شناختن وجود رنج. ۲. اینکه دلیل رنج دیدن، تمایلات نفسانی است. ۳. و اینکه بریدن از رنجها دستیافتنی است. ۴. و درک اینکه راهی برای رسیدن به جایگاه بی رنجی وجود دارد.
این راه، راه اصیل هشتگانه نام دارد زیرا عوامل سازنده آن این هشت اصل هستند: گفتار درست، کردار درست، معاش درست، کوشش درست، توجه درست، تمرکز درست، جهان بینی درست و پندار درست.
آدمی بیمار است. بودا راه درمان این بیماری را درک آن چهار حقیقت میداند: کار حقیقت نخست از چهار حقیقت اصیل تشخیص این بیماری بعنوان بیماری رنج در انسانهاست. حقیقت دوم دلبستگیها را بعنوان باعث و بانی این بیماری بازمیشناسد. سومین حقیقت شرایط را سنجیده و اعلام میکند که بهبود امکانپذیر است. حقیقت چهارم تجویز دارو برای دست یافتن به سلامت است.
درک این حقایق و اصول، تمرکز و مراقبه نیاز دارد. این درک باعث احساس مهرورزی نسبت به همه موجودات میگردد. این آموزهها آیین بودا (دارما) را تشکیل میدهند. بودا خود، آیین خود را مانند قایقی مینامد که برای رسیدن به ساحل رستگاری (موکشا) به آن نیاز است. ولی پس از رسیدن به رستگاری دیگر به این قایق نیز نیازی نخواهد بود. رسیدن به ساحل رستگاری آدمی را به آرامش و توازن مطلق میرساند. آنجاست که شمع تمامی خواهشها و دلبستگیها خاموش میشود. به این روی این پدیده را در سانسکریت نیروانا یعنی خاموشی مینامند.
راه اصیل هشتگانه که نسخه تجویز بیداردل (بودا) برای درمان رنجهاییست که همه بُوَندگان (موجودات) دچار آن هستند خود به سه گروه دسته بندی میشود:
درستکاری (شیلا)، یکدله شدن (سامادی) و فراشناخت (پرگیا). این سه مفهوم هسته تمرینهای روحانی بوداگرایی را میسازند. درستکاری که در راه هشتگانه به گونه گفتار درست، کردار درست و معاش درست آمده دستوراتی اخلاقی مانند خودداری از کشتن و دروغگویی را در بر میگیرد. یک بخش از درستکاری در بوداگرایی مربوط به دهش (دانا) میشود. این دهش تنها به مواردی مانند صدقه دادن و سخاوتمندی محدود نمیشود و معنی مشخص دینی دارد، یعنی تأمین نیازمندیهای روزانه همایه (جامعه راهبان بودایی (سنگها)). هموندان (اعضاء) همایه نیز به نوبه خود به دهش میپردازند. دهش آنها بالاترین دهشها یعنی آموزش آیین بودا (دارما) است.
مفهوم دوم راه هشتگانه یعنی دل را یکدله کردن یا کار کردن بر روی تمرکز است که سه بخش کوشش درست، توجه درست و تمرکز درست را در بر میگیرد. در این مرحله تمرکز شدیدی دست میدهد که در آن اندیشنده با موضوع اندیشه یکی میگردد. این پدیده، شهود و رسیدن به فراشناخت نیست بلکه یک پدیده روانی است. اینکار از راه یوگا و درون پویی انجام میگیرد. بوداگرایی همانند دیگر کیشهای هندی ذهن را ابزار بنیادین رهایی میداند و بر ورزیدگی درست ذهن تأکید مینماید. آماج کوشش درست یکپارچگی ذهنی و جلوگیری از پراکندگی اندیشه است. توجه درست باعث آگاهی از احساسات و آگاهی از کنشهای بدن و ذهن میگردد. این تمرینات سرانجام ما را به تمرکز درست میرساند که رسیدن به حالات گوناگون آگاهیهای خلسه آمیز در حین درون پویی (مراقبه) است و با آزمودن خوشنودی بزرگی همراه است. رسیدن به این حالات را درون نگری (دیانا) مینامند. بخش آخر راه هشتگانه یعنی جهان بینی درست و پندار درست تشکیل دهنده فراشناخت (پرگیا) است. رسیدن به فراشناخت یا بعبارتی حکمت اعلاء در بوداگرایی به معنی یافتن دسترسی مستقیم به واقعیت نهفته در پشت چیزها و یافتن بینشی فراسوی هرگونه شناخت است. این گام پس از گامهای درستکاری و یکدِلگی میآید و نتیجه یک درون پویی ویژه بودایی است. جهان بینی درست همان درک کامل چهار حقیقت اصیل و پندار درست همان مهرورزی و عشق است که ذهن را از شهوت، بدخواهی و ددمنشی می پالاید. اینها راه را برای رسیدن به فراشناخت هموار میسازند.
چکیده اینکه: از دیدگاه بودا ما اگر خواسته باشیم که از چرخه زاد و مرگ رهایی یابیم (در صورتی که به آن چرخه باور داشته باشیم) باید گرایشهای نفسانی را کنار بگذاریم، درستکار باشیم، به یوگا پرداخته به حالات خلسه روحی دست پیدا کنیم که این تجربیات باعث مهرورزی ما به همه موجودات و بوندگان میشود و سپس از راه این درکها و تمرکزهای ژرف به روشنی و بیداری میرسیم و از این دور باطل خارج میشویم
منبع: ویکیپدیا
دیوید گیلمور بزرگ با High Hopes
مارس 25, 2008 at 12:32 ب.ظ | In سایر موضوعات | 5 Comments
پینک فلوید آنقدر معروف است که می توان آن را به عنوان یک شاخص برای بسیاری از پارامترهای موسیقی قلمداد کرد. راجر واترز و دیوید گیلمور خدمتی به موسیقی دنیا کردند که شاید کمتر تکرار شود. معناگرا بودن شعرها و کلیپها میتواند ارتباط نسل بشر را در همه زبانها، رنگها و کشورها قوی تر و عمیق تر کند. صدای دیوید گیلمور را در آهنگ High Hopes از دست ندهید. این آهنگ عجیب را می توانید با پسوند wma و حجم 5 مگابایت از اینجا دانلود کنید (لینک غیر مستقیم4shared)
High Hopes
امیدهای بزرگ
Beyond the horizon of the place we lived when we were young
فراتر از افقهاي جايي که در آن زندگي ميکرديم
وقتي که جوان بوديم
In a world of magnets and miracles
در دنيايي از مغناطيس و معجزه
Our thoughts strayed constantly and without boundary
افکار ما بطور نامحدود و بدون مرز منحرف شد
The ringing of the division bell had begun
طنين زنگهاي تفرقه آغاز شده بود
Along the Long Road and on down the Causeway
درطول جاده طولاني و پايينتر از گذرگاه
Do they still meet there by the Cut
آيا آنهاهنوزدر آنجا باگسيختگي ملاقات ميکنند ؟
There was a ragged band that followed our footsteps
آنجا گروه ناهمگوني وجود داشت که قدمهاي ما را تعقيب کردند
Running before time took our dreams away
پيمودن قبل از اينکه زمان آرزوهاي ما را را به دور دستها ببرد
Leaving the myriad small creatures trying to tie us to theground
ترک کردن موجودات بيشمار کوچکي که سعي در بستن ما به زمين دارند
To a life consumed by slow decay
براي يک زندگي از پا در آمده با يک فساد تدريجي
The grass was greener
چمن سبزتر بود
The light was brighter
نور درخشانتر بود
With friends surrounded
احاطه شده توسط دوستان
The nights of wonder
شبهاي شگفت انگيز
Looking beyond the embers of bridges glowing behind us
نگاه کردن به آنسوي شراره هاي افروزش پلهاي پشت سرمان
To a glimpse of how green it was on the other side
براي يک نگاه سريع به سبز بودن طرف ديگر
Steps taken forwards but sleepwalking back again
قدمها به جلو برداشته ميشد..ولي خوابگردي بازگشت
Dragged by force of some inner tide
کشيده شده با نيرويي از يک جريان دروني
At a higher altitude with flag unfurled
بر فراز ارتفاعي بلندتر با پرچمي افراشته
We reached the dizzy heights of that dreamed of world
ما به ارتفاعي گيج کننده رسيديم ز آن خيالبافي هاي دنيا
Encumbered forever by desire and ambition
ابازداشته شده با آرزو و جاه طلبي
There’s a hunger still unsatisfied
هنوز اشتياقي اشباع نشده وجود داشت
Our weary eyes still stray to the horizon
چشمان خسته ما هنوز به سوي افق منحرف ميشود
Though down this road we’ve been so many times
با وجود اينکه بارها به پايان اين راه رسيديم
The grass was greener
چمن سبزتر بود
The light was brighter
نور درخشانتر بود
The taste was sweeter
طعم شيرين تر بود
The nights of wonder
شبهاي شگفت انگيز
With friends surrounded
احاطه شده توسط دوستان
The dawn mist growing
تابش طلوع مبهم و مه آلود
The water flowing
جريان آب
The endless river
رودخانه بي پايان
Forever and ever
براي هميشه و هميشه
استخوان ران
اکتبر 4, 2007 at 1:44 ب.ظ | In سایر موضوعات | 17 Commentsاستخوان ران محکمترین,درازترین و سنگین ترین استخوان بدن است. سه بخش دارد : تنه، انتهای فوقانی و انتهای تحتانی.
استخوانیست با کمی تحدب به جلو، این تحدب سبب اعمال نیروهای فشاری به سمت داخل انتهای تحتانی ران و زانو و اعمال نیروهای کششی به قسمت خارجی انتهای تحتانی ران و زانو می شود.
نیروهای بسیاری مثل نیروهای چرخشی_کششی_فشاری و محوری به ران وارد می شود. در خلال انقباض عضلات ران استخوان ران بصورت تکیه گاه عمل می کند.
در اطراف این استخوان 3 بخش عضلانی مجزا وجود دارند: در داخل عضلات ادوکتور، در جلو عضله چهارسر رانی و در عقب آن عضلات هامسترینگ. که هر کدام کار خاص را انجام می دهند.
ای بابا ول کن این حرفارو میخواستم بگم به علت شکستگی شدید ران پای پدرم و عمل جراحی و پلاک و از این حرفها … فعلا به روز نمی کنم. به زودی از خجالت همه دوستانی که به اینجا سر زدن درمیام .
مواظب استخوان رون پاتون باشید ! تازه فهمیدم چه فلاکتی داره (البته فقط دیدم!)
آموزش تصویری 10 نوع گره زدن
آگوست 11, 2007 at 3:10 ق.ظ | In سایر موضوعات | No Commentsدلم نیومد تصویرو کوچیک کنم برای دیدن اون روی این لینک کلیک کنید
نقشه راههای کشور
آگوست 11, 2007 at 2:55 ق.ظ | In سایر موضوعات | No Commentsسازمان نقشهبرداري كشور به تازگي نسبت به چاپ نقشه راههای ايران در مقياس يك ميليون و پانصد هزارم اقدام كرده و اكنون نسخه رقومي اين نقشه را جهت استفاده عموم بر روي سايت www.ncc.org.ir قرار داده است.

روابط عمومي سازمان نقشه برداری کشور روز سهشنبه با اعلام اين مطلب افزود: اطلاعات اين نقشه حاوي نمايش ارتفاعات به صورت سايه و روشن،مراكز استان ، كليه شهرها و اغلب بخشها ، راههاي اصلي، آزادراهها، بزرگراهها، بنادر، فرودگاه ها،خطوط آهن،پمپهاي بنزين، جادههاي كشور، سدها، درياچهها، نيروگاهها و پالايشگاهها ميباشد.
اين نقشه كه در صفحاتي به قطع ۱۸در ۲۵سانتيمتر تهيه شده از حجم نسبتا كمي برخوردار ميباشد و براي كاربراني كه به اينترنت با سرعت زياد دسترسي ندارند نيز قابل استفاده ميباشد.
وبلاگ روی وردپرس.کام. | Theme: Pool by Borja Fernandez.
Entries and comments feeds.
