به عقیده گیوتین، سر آدم زیادی است

ژوئن 7, 2008 at 10:10 ب.ظ | In ادبیات |
Tags: , ,

پرویز شاپور را که می‌شناسید؟ همان اعجوبه‌ای که تبحر خاصی در آفرینش جملاتی جادویی داشت؛ همان جملاتی که هیچکس نمی‌دانست اسمشان چیست؟ شعر یا نثر ؟ تا اینکه شاملو آنها را “کاریکلماتور” نامید. در این صفحه از سایت امیر عظمتی چند نمونه بسیار زیبا ازاین کاریکلملتورها دیدم بخوانید و لذت ببرید:

- بار زندگی را با رشته عمرم به دوش می کشم.
- زندگی بدون آب از گلوی ماهی پایین نمی رود.
- باغبان وقتی دید باران قبول زحمت کرده ، به آبپاش مرخصی داد.
- قطره باران غمگین روی گونه ام اشک میریزد.
- فواره و قوه جاذبه از سربه سر گذاشتن هم سیر نمی شوند.
- جارو، شکم خالی سطل زباله را پر می کند.
- بلبل مرتاض روی گل خار دار می نشیند.
- برای مردن عمری فرصت دارم.
- در خشکسالی آب از آب تکان نمی خورد.
- قلبم پر جمعیت ترین شهر دنیاست.
- رد پای ماهی نقش بر آب است.
- گل آفتابگردان در روزهای ابری احساس بلاتکلیفی می کند.
- اگر خودم هم مثل ساعتم جلو رفته بودم حالا به همه جا رسیده بودم.
- به عقیده گیوتین سر آدم زیادی است.
- با چوب درختی که برف کمرش را شکسته بود ، پارو ساختم.
- با سرعتی که گربه از درخت بالا می رود، درخت از گربه پایین می آید.
- وقتی تصویر گل محمدی در آب افتاد ، ماهی ها صلوات فرستادند.

- ستارگان سکه هایی هستند که فرشتگان در قلک آسمان پس انداز کرده اند.
- دلم برای ماهی ها می سوزد که در ایام کودکی نمیتوانند خاک بازی کنند.
- پرگاری که اختلال حواس پیدا می کند بیضی ترسیم می کند.
- با اینکه گل های قالی خارندارند ، مردم با کفش روی آن پا می گذارند.
- آب به اندازه ای گل آلود بود که ماهی ، زندگی را تیره و تار میدید.

10 دیدگاه »

RSS برای دیدگاه‌های‌ این نوشته. آدرس دنبالک

  1. ممنونم از لطفتان جناب میرزایی
    راستی
    به وبلاگ شخصی ام هم سری بزنید و شعرها را بخوانید
    آقای موسوی هم همیشه از شما و شعرهایتان تعریف می کنند:
    نجارها تابوت خود را هم دریدند…
    راستی آدرس وبلاگم:
    http://www.havakesh3.persianblog.ir

    دیدگاه با فاطمه اختصاری — ژوئن 7, 2008 #

  2. خیلی خوشم اومد ازین کاریکلماتورها.
    جالب هستن! باید بهشون فکر کنم.

    دیدگاه با یک شمشاد — ژوئن 8, 2008 #

  3. وای خیلی زیبا نوشته شدن! دارم حظ میبرم ممنون.

    دیدگاه با یک شمشاد — ژوئن 8, 2008 #

  4. یکی هم من:
    در تن تنای تنبور و تار تو
    پاتیل میشوم…
    تعطیل میشوم…

    دیدگاه با سينا — ژوئن 8, 2008 #

  5. سپاس دوست خوبم لذت وافر نصیبمان شد

    دیدگاه با امید بحرینی — ژوئن 8, 2008 #

  6. بسيار زيبا
    ممنون عزيز
    فقط كاش براي مطالبي كه مي نويسي خودت يه آدرس لاتين تعيين كني كه آدرس پست هات اينجوري عجيب و غريب نشن
    من لينكت كردم عزيز
    ayyoob110:
    ممنون از تذکرتان! چشم حتما از این به بعد لینک ها را ویرایش می‌کنم

    دیدگاه با ميرزا بنويس — ژوئن 8, 2008 #

  7. سلام
    خوبی؟
    یک شعر تازه از من در عروض:
    http://www.arooz.com/mag2/1387/03/post_163.php#more
    شدیدا منتظر نقد و نظر هستم…

    دیدگاه با mohammad hosseini — ژوئن 9, 2008 #

  8. توپز بودن درسته فیلم بین نیستی اما اینا جالبند

    دیدگاه با حسین — ژوئن 13, 2008 #

  9. سلام استاد!
    مي بينم كه “دوستان” خوبي دارين؟

    دیدگاه با روهولا — ژوئن 14, 2008 #

  10. با چوب درختی که برف کمرش را شکسته بود ، پارو ساختم.

    دیدگاه با شیخ الشیوخ — ژوئن 14, 2008 #

دیدگاه‌تان را بنویسید:

XHTML: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>

وبلاگ روی وردپرس.کام. | Theme: Pool by Borja Fernandez.
Entries and comments feeds.