استخوان ران

اکتبر 4, 2007 at 1:44 ب.ظ | In سایر موضوعات |

استخوان ران محکمترین,درازترین و سنگین ترین استخوان بدن است. سه بخش دارد : تنه، انتهای فوقانی و انتهای تحتانی. استخوانیست با کمی تحدب به جلو،‌ این تحدب سبب اعمال نیروهای فشاری به سمت داخل انتهای تحتانی ران و زانو و اعمال نیروهای کششی به قسمت خارجی انتهای تحتانی ران و زانو می شود.
نیروهای بسیاری مثل نیروهای چرخشی_کششی_فشاری و محوری به ران وارد می شود. در خلال انقباض عضلات ران استخوان ران بصورت تکیه گاه عمل می کند.
در اطراف این استخوان 3 بخش عضلانی مجزا وجود دارند: در داخل عضلات ادوکتور، در جلو عضله چهارسر رانی و در عقب آن عضلات هامسترینگ. که هر کدام کار خاص را انجام می دهند.

ای بابا ول کن این حرفارو میخواستم بگم به علت شکستگی شدید ران پای پدرم و عمل جراحی و پلاک و از این حرفها … فعلا به روز نمی کنم. به زودی از خجالت همه دوستانی که به اینجا سر زدن درمیام .

مواظب استخوان رون پاتون باشید ! تازه فهمیدم چه فلاکتی داره (البته فقط دیدم!)

17 دیدگاه »

RSS برای دیدگاه‌های‌ این نوشته. آدرس دنبالک

  1. انشالله پدرتان هر چه سریعتر خوب شود رفیق.

    دیدگاه با کمال — اکتبر 4, 2007 #

  2. وقتي نه سالم بود تصادف سختي كردم و تقريبا CKD شدم! مواظب پدرت باش!

    دیدگاه با bizbloger — اکتبر 5, 2007 #

  3. انشاالله پدرتان زودتر خوب میشوند.

    دیدگاه با شبستان — اکتبر 5, 2007 #

  4. همه نوشتن انشاالله من مینویسم امیدوارم پدرتون خوب بشه .

    دیدگاه با soboone — اکتبر 7, 2007 #

  5. سلام
    پدرتون ( انشا الله )
    به زودی خوب می شن.

    دیدگاه با آی تی شوک — اکتبر 7, 2007 #

  6. سلام
    “اخراجی ها…تحریف شهادت”
    چند خطی نوشته م درباره “شهدای اخراجی”
    با در نظر داشتن نارسایی های این فیلم آیا واقعا باید “ضدارزشی” دونستش؟
    [تعجب][تعجب][تعجب][تعجب][تعجب][تعجب][تعجب][تعجب]

    دیدگاه با غريب آشنا. — اکتبر 8, 2007 #

  7. سلام پيشاپيش عيدتان مبارک

    دیدگاه با ارسلان — اکتبر 10, 2007 #

  8. سلام. واقعا متاسفم. امیدوارم هر چه زودتر خوب بشه.من هم چنین وضعیتی رو تجربه کردم. واقعا دردناکه

    دیدگاه با مهدی — اکتبر 12, 2007 #

  9. دعا می کنیییییییییییییم!!

    دیدگاه با آمیر — اکتبر 14, 2007 #

  10. به امید سلامتی ابوی محترم.

    دیدگاه با mohsen — اکتبر 16, 2007 #

  11. دعا مي كنم حال پدرتون هر چه زودتر خوب خوب بشه

    دیدگاه با بابک — اکتبر 18, 2007 #

  12. ایشاالله به امید خدا زودتر خوب بشن.واقعا خیلی سخته.الانی هم که دارم اینو مینویسم پای خودم تو گچه،البته ساق پامه.

    دیدگاه با میثم — اکتبر 18, 2007 #

  13. تجربه بديه اين شكستگي، دوباره يادم از اون روزهاي بد اومد.
    اميدوارم حالت پدرتون هم به زودي خوب بشه،
    خداحافظ تا شروعي دوباره

    دیدگاه با مجازاتگر — اکتبر 19, 2007 #

  14. سلام
    دیگه فراموش کردی دوستا رو نه؟…..حق داری البته : قبول دارم : از دوستای قدیمیت كه نيستم…[ناراحت]
    خب شايد چون تازه وارد بلاگت شده م نمياي سراغم….
    ….
    میدونی

    دلم خیلی گرفته…
    بروز شده م ….. اما
    با گوشه ای از حرفهای ناگفته ی دلم…..[گریه][گریه][گریه][گریه][گریه]

    راستی نظرت درباره تبادل لینک چیه؟

    دیدگاه با غريب آشنا. — اکتبر 21, 2007 #

  15. دیدی بالاخره عمو قیصر هم رفت. دلم خیلی گرفته ایوب خیلی زیاد. دلم براش خیلی تنگ میشه

    دیدگاه با مهدی — نوامبر 2, 2007 #

  16. http://rooznote.wordpress.com/2007/10/31
    مطلبت عالی بود.
    به لینک بالا یه سری بزن و ثبت نام کن.خودت یه هدیه انتخاب کن و در خونتون تحویل بگیر.امتحانش مجانیه

    دیدگاه با rooznote — نوامبر 2, 2007 #

  17. دلم گرفته ایوب
    خیلی زیاد!!

    دیدگاه با مهدی — نوامبر 8, 2007 #

دیدگاه‌تان را بنویسید:

XHTML: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>

وبلاگ روی وردپرس.کام. | Theme: Pool by Borja Fernandez.
Entries and comments feeds.