دادائیسم
آگوست 26, 2007 at 4:47 ق.ظ | In اجتماعی, ادبیات |یکی از مکتبهای مورد علاقه من دادائیسم است. چون سالها پیش وقتی برای اولین بار اسمش را شنیدم به مسخرگیش خندیدم ولی بعد که فهمیدم فلسفه نامگذاری آن همین بوده که من به آن بخندم حسابی کیف کردم. دیدم بد نیست کمی درباره آن بنویسم.
این مکتب در پاییز 1916 در رستورانی در شهر زوریخ توسط جوانی به نام تریستان تزارا که اهل رومانی بود و دوستانش هانس آرپ، هوگو بال، امی هنینگ، ریچارد هیولسنبک و سوفی تائوبر ایجاد شد .جالب است بدانید که چون اساس آن بر بینظمی بود اسم آن را به طور تصادفی از دیکشنری پیدا کردهاند که کلمه دادا آمده است و به معنی اسب چوبی است.
دادائیسم را میتوان زائیدهٔ نومیدی و اضطراب و هرج و مرج ناشی از آدمکشیها و خرابیهای جنگ جهانی اول دانست. دادائیسم زبان حال کسانی است که به پایداری و دوام هیچ امری امید ندارند ،در واقع دادائیسم با همه چیز مخالف است حتی با داداائیسم . غرض پیروان این مکتب طغیانی بر ضد هنر، اخلاق و اجتماع بود. آنان میخواستند بشریت و در آغاز ادبیات را از زیر یوغ عقل و منطق و زبان آزاد کنند و بی شک چون بنای این مکتب بر نفی بود ناچار میبایست شیوهٔ کار خود را هم بر نفی استوار و عبارتهایی غیرقابل فهم انشاء کنند. شاعران این مکتب کلماتی را از روزنامه جدا میکردند و با کنار هم گذاشتن آنها شعر میسرودند که جملاتی کاملا بی معنی پدید میآمد.

یکی از بنیانگذاران دادائیسم میگوید “در ساعت فلان بعد از ظهر فلان روز، در اتاق پشت میز بودیم و یکی داشت دست در دهانش میکرد. فرهنگ لغت را باز کردم و لغت دادا _ به معنی اسب چوبی بچهها _ آمد.”
البته این خزعبلات بالا خود از نوع دادائیسم است. دادائیسم نوعی ضدهنر و انقلابی برای تغییر و ساختارشکنی مفاهیم هنری است. دادائیسم مجموعهای معنادار از هنر ابزورد، نیهلیسم، ضدیت با عقل، کلیشهشکنی، کلبی مسلکی، تاکید بر شانس و تصادف و ضدیت با اصول شناخته شده هنر است. آنها همه چیز را مسخره میکردند، حتی خودشان را.
دادائیسم علاوه بر نقاشی و هنرهای بصری در شعر و ادبیات، تئاتر، موسیقی و گرافیک نمود پیدا کرد. نقاشیهایی را کشیثدند با تنها چند خط. موسیقیهای درست چند نت و تئاترهای عجیب و غریب و واقعاً بیمعنی. البته کسی به حق مجاز نیست دادائیسم را مسخره کند، زیرا دادا در نهان تفکری ساختارشکن دارد که تغییر و دگرگونی صور هنر را میخواهد. اگر یک نقاشی فقط یک خط باشد، خوب البته این اسمش هنر نیست، ولی سعی دارد بفهماند که نقاشی از همین خطها تشکیل شدهاند. پس این ضدهنر است؛ ولی ضدهنر هم چیز بدی نیست و لازم هم هست.
و حالا نمونهای از شعر دادائیسم به نام “آهنگ دادا” اثر ترستان تزارا
مترجم: آرش حقیقی
از مجموعه ی De nos oiseaux
آهنگ یک دادئیست
که دادا را از ته دل دوست داشت
موتورش را که دادا را از ته دل دوست داشت
خیلی خسته کرد
آسانسور شاهی را جابجا میکرد
سنگین
شکننده
خود مختار
او دست راست بزرگش را برید
و برای پاپ در رم فرستاد
به همین خاطر است که
آسانسور دیگر دادا را از ته دل دوست نداشت
شکلات بخورید
مغزتان را بشویید
دادا
دادا
آب بنوشید
II
آهنگ یک دادئیست
که نه شاد بود نه غمگین
و زن دوچرخه سواری را دوست داشت
که نه شاد بود نه غمگین
اما روزی از روزهای سال
شوهر ماجرا را فهمید
و در حالتی بحرانی
بدن آن دو را در سه چمدان
به واتیکان فرستاد
دلداده و زن دوچرخه سوار
دیگر نه شاد بودند نه غمگین
مغز اعلا بخورید
سربازتان را بشویید
دادا
دادا
آب بنوشید
III
آهنگ مردی دوچرخه سوار
که قلبا ً دادا بود
پس خودش دادائیست بود
مثل همه ی کسانی که قلبا ً دادا هستند
ماری که دست کش به دست داشت
سوپاپ را زود بست
دستکش ها را از پوست مار بسازید
و بروید پاپ را ببوسید
تکان دهنده است که
شکم پوشیده از گل
دیگر دادا را از ته دل دوست نداشت
شیر پرندگان بخورید
شکلاتهایتان را بشویید
دادا
دادا
گوشت گوساله بخورید
و اما همین تئوری باعث نابودی خودشان هم شد و در سال ۱۹۲۲ این گروه هرجومرجطلب از هم گسیخت و به نابودی گرائید و جای خود را به “فراواقع گرایی” یا همان سورئالیسم سپرد.
پرداختن به این مطلب باعث شد این موضوع را در ویکیپدیا کمی ویرایش کنم. اگر شما اطلاعات بیشتری دارید حتما این موضوع را ویرایش کنید.
11 دیدگاه »
RSS برای دیدگاههای این نوشته. آدرس دنبالک
دیدگاهتان را بنویسید:
وبلاگ روی وردپرس.کام. | Theme: Pool by Borja Fernandez.
Entries and comments feeds.

سلام
من همیشه در وبگردی خودم همیشه دنبال دانلود و نرم افزار و … بودم
و هیچوقت دنبال این جور مطالب نبودم
ولی وقتی مطلب شما را خوندم واقعا به طرز عجیبی خشوم اومد
و این اولین مطلب اطلاعت عمومی بود که من در وبگردی خوندم
و خوشم اومدم واقعا به خاطر مطلب زیبات بهت تبریک می گم
عالییییییییییییییییییییییییییییییی بود
دیدگاه با محمد — آگوست 26, 2007 #
سلام به وبلاگ من هم سر بزن ممنون
دیدگاه با soboone — آگوست 26, 2007 #
سلام. جسارت کردم وبلاگتون رو لینک کردم
دیدگاه با mohsen — آگوست 26, 2007 #
با این حساب کلی از رفقای من دادایی هستند (:
راستی شما چرا پینگ نمیکنید؟
دیدگاه با محمد — آگوست 27, 2007 #
خیلی خوب بود من تا به حال اطلاعات کمی در این زمینه داشتم
دیدگاه با lord13 — آگوست 27, 2007 #
خیلی از شعرای ما هم پیرو این مکتبند ، البته بدون اینکه در جربان باشند
دیدگاه با اینفو — آگوست 27, 2007 #
خیلی جالب بود. ولی ساختار شکنی نباید برای عموم مفهوم داشه باشه؟
دیدگاه با شبستان — آگوست 30, 2007 #
سلام به وبلاگ من هم سر بزنید
دیدگاه با soboone — آگوست 30, 2007 #
نمی دونستم که دیوانه هایی از این دست هم پیدا می شن!! مکتب جالبیه! فکر کنم از جامعه ایرانی الهام گرفتن!! (نه برعکس!)
دیدگاه با آمیر — آگوست 31, 2007 #
دوره دانشگاه زياد مطلب در موردشون ميخوندم! تصوير كارهاشون مثه ادمي ميمونه كه يه اسپيد تركونده ولي قرص نصفه عمل كرده! آخر بدشانسي!
دیدگاه با bizbloger — سپتامبر 4, 2007 #
احتراما اضافه شديد!
دیدگاه با bizbloger — سپتامبر 4, 2007 #